<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220</id><updated>2011-04-21T16:19:02.388-07:00</updated><title type='text'>دامون</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>34</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-112435931725061203</id><published>2005-08-18T03:00:00.000-07:00</published><updated>2005-08-18T03:01:57.256-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;اخبار آنقدر زیاد شده که شاید دیگر جرات و حوصله سیاسی نوشتن را نداشته باشم. قاضی مرتضوی بنا به اظهارات مادر اکبر گنجی دارد میانه عروس و مادر شوهر را به هم می زند. عجب خاله زنک هایی پیدا می شوند ها!!! (فمینیست های عزیز گوششان را بگیرند). آخه مرد حسابی تو که قاضی عالی رتبه ای بودی. چیکار به کار دعوای عروس و مادر شوهر داری؟&lt;br /&gt;مشاهده لیست کابینه آقای احمدی نژاد نشان می دهد...... راستی چه چیز مهمی را نشان می دهد؟ هیچی اصلا بی خیال. فقط عرض شود که سابقه مدیریتی وزرای پیشنهادی آنقدر زیاد است که برای وزارت خانه مطبوع زیادی هم هست. وزیر آموزش و پرورش تا سال هشتاد یک مدرسه را اداره می فرموده اند و بعد از آن هم بازنشسته شده اند و بر آشپزخانه منزلشان مدیریت می کرده اند. وزیر بهداشت و درمان هم مدیر یک درمانگاه یا چیزی شبیه آن بوده اند. تازه این دو وزیر از آنهایی هستند که بالاخره یک سابقه مدیریتی ای دارند. بقیه که هیچ&lt;br /&gt;وزیر پیشنهادی نفت فرموده اند برای آنکه طبق وعده آقای احمدی نژاد نفت را سر سفره مردم ببریم بهترین کار اینست که پالایشگاه ایجاد کنیم. لطفا یک نفر به آقای وزیر بگوید که ساختن پالایشگاه حتی از نوع ساده آن ده بیست سال وقت می گیرد و بهتر بود ایشان وزیر نفت رئیس جمهور پانزدهم می شدند و نه هفتم&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.hadi2ns.com/"&gt;یک کمی کاریکاتور ببینید تا من بیام&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بالاخره رئیس پزشکی قانونی آذربایجان پرده از راز مهمی برداشت که اگر کمی زودتر این راز فاش می شد اصلا درگیری های مهاباد و چند شهر دیگر بوجود نمی آمد. یاد آوری میکنم این در گیری ها در پی انتشار تصاویری از جسد فردی بنام شوانه قادری بوقوع پیوسته بود که در این عکسها وی به نحو فجیعی مورد شکنجه قرار گرفته بود. رئیس پزشکی قانونی آذزبایجان بعد از دوماه از انتشار عکسها و زد و خوردهای منجر به کشته شدن چند نفر و دستگیری دهها نفر فرمودند شوانه قادری خود زنی کرده بوده! حالا با توجه به اینکه رئیس دادگستری آذربایجان غربی مدعی است شوانه در درگیری با نیروهای مسلح دو گلوله خورده و در راه بیمارستان وفات کرده و از آنجایی که بر خلاف پینوکیو هیچکدام از این دونفر (رئیس پزشک قانونی و رئیس دادگستری) آدم هایی دروغگویی نیستند و اصولا قیافه هایشان خشن تر از این به نظر می رسد که دروغ بگویند می توان نتیجه گرفت که احتمالا شوانه قادری در آمبولانس و بعد از کشته شدن اقدام به خودزنی نموده است.&lt;br /&gt;راستی این اعترافات علی افشاری هم که تو زرد از آب در اومد. میگویند روزی بین سازمانهای جاسوسی دنیا یک مسابقه سراسری برگزار می شود. از هر سازمان دو نفر می روند به آنها یک جنگل ده هکتاری نشان می دهند و قرار می شود در کوتاه ترین زمان خرگوش سفیدی که در این جنگل مخفی شده را دستگیر کنند. ماموران کا گ ب در عرض 20 دقیقه خرگوش را می آورند. ماموران سیا ظرف 15 دقیقه. موسادی ها طی ده دقیقه او را دستگیر میکنند و سر انجام سربازان گمنام وزارت اطلاعات خودمان دو دقیقه ای از جنگل بر می گردند ولی با یک خرس قهوه ای. داوران می پرسند پس این چیست؟ خرس بلافاصله اعتراف می کند که من خرگوش سفیدم&lt;br /&gt;حالا این بنده خدا علی افشاری چنان تحت استحاله های پی در پی قرار گرفته که خودش هم نمی داند بالاخره خرس قهوه ای است یا خرگوش سفید&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-112435931725061203?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/112435931725061203/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=112435931725061203&amp;isPopup=true' title='8 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/112435931725061203'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/112435931725061203'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/08/blog-post_18.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>8</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-112358295568456191</id><published>2005-08-09T03:17:00.000-07:00</published><updated>2005-08-09T03:22:35.690-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;در ادامه مطلب روز گذشته این پیشنهادات جدید هم به ذهنم رسیده که امیدوارم آقای احمدی نژاد روی آنها فکر کنند&lt;br /&gt;استفاده از رمل و اسطرلاب برای انتخاب رئیس سازمان هواجات&lt;br /&gt;استفاده از فال ورق برای رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر&lt;br /&gt;استفاده از سیستم قرعه کشی بانکها برای انتخاب رئیس بانک مرکزی&lt;br /&gt;و قس علیهذا&lt;br /&gt;مطلب زیبا و مستندی در باره روند شکل گیری طنز در ایران پس از انقلاب به قلم سید ابراهیم نبوی دیدم که بد نیست برای خواندنش سری به &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/08/050807_sm-nabavi-satire-khatamiera.shtml"&gt;اینجا&lt;/a&gt; بزنید&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-112358295568456191?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/112358295568456191/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=112358295568456191&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/112358295568456191'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/112358295568456191'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/08/blog-post.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-112271696832512371</id><published>2005-07-30T02:43:00.000-07:00</published><updated>2005-07-30T02:49:28.330-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;آری آری زندگی زیباست&lt;br /&gt;زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست&lt;br /&gt;گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست&lt;br /&gt;ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست&lt;br /&gt;زندگانی شعله می خواهد ندا در داد عمو نوروز&lt;br /&gt;شعله ها را هیمه باید روشنی افروز&lt;br /&gt;بسیاری از ما، داستان آرش کمانگیر را اینچنین از زبان عمو نوروز شنیده ایم. خواندیم و دانستیم که فقط زندگی ای زیباست که در آن خانه ها مان تنگ و آرزومان کور نباشد. دانستیم که آرش چگونه جانش را در چله کمان گذاشت تا ایران بزرگ و سر افراز باشد. و امروز آرش باز از کوه بالا می رود. از امروز تا هزاران سال دیگر مردم نام اکبر گنجی را که بر دیوار های اوین کنده شده خواهند دید. اتاق او در بیمارستان میلاد همچون اتاق قتل امیر کبیر در حمام فین کاشان بازدید کنندگانی خواهد داشت. شاید هم مانند او دستی با خط قرمز و نه چندان نا زیبا بر سر در این اتاق بنویسد مقتل اکبر گنجی&lt;br /&gt;بوی گنجی از فضای تهران هرگز نخواهد رفت. این بو در ریه همه ایرانیان ضبط شده است. شاید روزی داستان اکبر گنجی نیز در کتاب کلاس چهارم دبستان بیاید. در کنار داستان کاوه آهنگر، در کنار داستان آرش کمانگیر. و اگر ضحاکان نگذارند که این داستان نوشته شود آنرا همچون گنجی سینه به سینه نقل خواهیم کرد. همچون داستان قتل سیاوش. همچون داستان مظلومیت حسین. همه ما زینب خواهیم شد.&lt;br /&gt;کلام او را که در هرنسلی تکرار شده است پاس خواهیم داشت. کلام اکبر گنجی کلام یک نسل نیست. کلام سر بداران که گفتند سر به دار می دهیم و تن به ذلت نمی دهیم کلام نسل آنان نبود. این جنگ، جنگ دو تفکر در طول تاریخ است. پرچمی است که به قول شریعتی سینه به سینه و نسل به نسل از هابیل و قابیل تا گنجی و مرتضوی به وارثان خودش می رسد.&lt;br /&gt;آرش در حال بالا رفتن از کوه است. چه تقارن زیبایی است میان نام بیمارستان میلاد و مرگی بر سر عقیده. بیایید اگر حسینی نیستم لااقل یزیدی نباشیم. بیایید و بالا رفتن این آرش کمانگیر عصر خود را از کوهی به نام بیمارستان میلاد به نظاره بنشینیم. بیایید تا داستان او را برای نقل کردن در نسلها از زبان خودش بشنویم.&lt;br /&gt;شامگاهان،راه جویانی که می جستند آرش را به روی قله ها&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;، پی گیر،بازگردیدند،بی نشان از پیکر آرش&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;باکمان وترکشی بی تی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;رآری ،آری، جان خود در تیر کرد آرش.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;کار صدها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-112271696832512371?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/112271696832512371/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=112271696832512371&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/112271696832512371'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/112271696832512371'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/07/blog-post_30.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-112228560193210557</id><published>2005-07-25T02:52:00.000-07:00</published><updated>2005-07-25T03:00:01.940-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;انتشار گزارش علیزاده مبنی بر عدم رعایت حقوق شهروندی، صرفنظر از اینکه در قوانین ایران چنین حقوقی بصورت مدون وجود دارد و یا نه نشانگر یک نکته مهم است. اینکه حکومتها به هردلیل  بخاطر نقض حقوق شهروندان محاکمه نمی شوند، ولی وای به حال شهروندی که حتی خواب تعرض به حقوق نظام را ببیند.&lt;br /&gt;وقتی یک دانشجوی بیست ساله به اتهام به چالش کشیدن امنیت نظام به خاطر بر سر دست گرفتن پیراهن خونی دوستش محاکمه و محکوم به حکمی می شود که نگفتنی است و در کنار آن حقوق شهروندی یک انسان چنان توسط حکومت پامال می شود که حتی اعتراض دولتهای دیگر بر مرگ مشکوک او در زندان مداخله در امور داخلی کشور تعبیر می شود، چگونه می توان انتظار داشت که شهروندان در خفا حقوق حاکمان را رعایت کنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آنجا که هیچ روزنامه و وبلاگ اینترنتی حق ندارد راجع به وقایع مهاباد مطلبی بنویسد لذا می توانید مطالب راجع به مهاباد را در بی بی سی بخوانید. ظاهرا کسبه مهاباد در اعتصاب می باشند&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/07/050723_ra-mahabad-strike.shtml"&gt;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/07/050723_ra-mahabad-strike.shtml&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;و&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/07/050724_a_az_mahabad.shtml"&gt;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/07/050724_a_az_mahabad.shtml&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آنجا که هیچ روزنامه و وبلاگ اینترنتی حق ندارد راجع به اکبر گنجی مطلبی بنویسد خلاصه نامه جنجالی او را به آیت الله منتظری در بی بی سی بخوانید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/07/050724_ss-ganjikhamenei.shtml"&gt;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/07/050724_ss-ganjikhamenei.shtml&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد که اینها را خواندید برای خواندن مقاله سید ابراهیم نبوی به اینجا بروید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/07/050720_nabavi_satire.shtml"&gt;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/07/050720_nabavi_satire.shtml&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضمن آنکه مقالات روزانه نبوی را نیز می توانید در روزآنلاین بخوانید. البته مقالات نبوی در روز آنلاین معمولا غیر هوشمندانه تر و به نوعی نزدیکتر به هزل است تا به طنز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://roozonline.com/"&gt;http://roozonline.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-112228560193210557?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/112228560193210557/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=112228560193210557&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/112228560193210557'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/112228560193210557'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/07/blog-post.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111977611552318229</id><published>2005-06-26T01:52:00.000-07:00</published><updated>2005-06-26T01:55:15.530-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;ق&lt;span style="font-size:130%;"&gt;انون اساسی&lt;br /&gt;از زمانی که نخستین قانون جهان بدست ایرانیان تدوین شده تا کنون بیش از دو هزار سال می گذرد. تجربه بیست و چند قرن اخیر نشان داده است که هیچ قانونی وجود ندارد که بدست بشر نگاشته شده باشد و بی عیب و نقص باشد. هیچ کشوری در جهان وجود ندارد که بتواند مدعی شود مجموعه قوانین و مقررات آن کشور آنقدر دقیق و متقن است که نیاز به بازنگری ندارد.&lt;br /&gt;قانون اساسی کشور ما نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست. تغیرات اساسی ای که پس از رحلت امام خمینی در قانون اساسی کشور صورت گرفت نشاندهنده این است که هیچکس با اصل تغییر مخالف نیست. آقای خاتمی در طول دوره هشت ساله ریاست جمهوری خود برای هیچ امری به اندازه حفظ قانون اساسی موجود انرژی صرف نکرد. ایشان طی سخنان مختلف خود در این زمینه قانون اساسی فعلی را میثاق خون شهیدان می دانست. در حالی که قانون اساسی فعلی یک سال و نیم پس از پایان جنگ و طبیعتا پس از شهادت بیش از یک ملیون نفر شهید جنگ به تصویب خبرگان و مردم رسید. بنابر این اگر قرار باشد قانون اساسی ای میثاق خون شهیدان باشد قانون اساسی مصوب سال پنجاه و هشت بوده است و نه قانون اساسی مصوب زمستان شصت و هشت.&lt;br /&gt;البته این مسئله اساسا نمی تواند تغییر اساسی ای در ذات تغییر پذیری قانون بدهد. هر قانونی بجز قوانین صریح الهی تغییر یافتنی است و این اصلی غیر قابل انکار است.&lt;br /&gt;سالها پیش و در طول سال هفتاد و دو، اولین زمزمه های تمایل بخشی از مردم به تغییر اصولی از قانون اساسی در شهر کوچک نجف آباد که مقر اصلی حامیان آیت الله منتظری است شنیده شد. اگرچه این زمزمه ها با مداخله شدید بسیج به شدت در هم کوبیده شد ولی منشا اثر دیگری شد. این اثر عبارت بود از تغییر ساختار بسیج. جوانان نسل قبل بسیج که سالها در جبهه ها بر علیه دشمنان خارجی جنگیده بودند پس از این برخورد از بسیج جدا شدند و جوانان نسل بعد جای آنان را گرفتند.&lt;br /&gt;به تدریج تمایل به تغییر مسالمت آمیز قانون اساسی جای خود را به تمایلات خشونت بار داد. تا جایی که برخی ائمه جمعه منصوب رهبر نیز پیشنهادهای علنی خود را در جهت تغییر قانون به نفع افزایش اختیارات رهبر در تریبون های نماز جمعه مطرح کردند.&lt;br /&gt;صحبت در مورد برخی تغییرات جرم شمرده شد و برای مثال اگر کسی اعتقاد و التزام عملی خود را به اصول قانون اساسی و از جمله اصل مترقی ولایت فقیه نشان نمی داد از بسیاری  از حقوق اجتماعی محروم می شد. این روند تا کنون هم ادامه دارد.&lt;br /&gt;اگر تفاسیر مختلف شورای نگهبان (که مرجع رسمی تفسیر قانون اساسی است) را در خصوص این قانون بپذیریم، با توجه به وجود نظارت استصوابی، رای مردم در انتخابات مجلس و خبرگان و ریاست جمهوری، در حقیقت نوعی رای اعتماد به کاندیداهای انتخاب شده توسط شورای نگهبان محسوب می شود.&lt;br /&gt;کارکرد رئیس جمهور در چنین قانونی بسیار شبیه کارکرد نخست وزیر در بسیاری از نظامهای جمهوری دموکراتیک و صرفا در حد مدیریت اجرایی کشور است. رای مردم به رئیس جمهور نوعی رای اعتماد به یکی از کاندید های تائید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان است.&lt;br /&gt;در خصوص مجلس و قوه مقننه نیز وضع تفاوت زیادی ندارد. در اینجا نیز از میان چند نفری که توسط شورای نگهبان انتخاب می شوند، یک یا چند نفر توسط مردم برگزیده می شوند. البته با توجه به اینکه تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی بسیار زیاد است لذا برای جلوگیری از هرگونه اشتباه کاری، عملا هر قانونی که توسط آنان به تصویب می رسد توسط شورای نگهبان قابل وتو میباشد.&lt;br /&gt;در خصوص نمایندگان خبرگان رهبری وضع اندکی مخاطره آمیز تر است. چرا که اختیارات این افراد بسیار بیشتر بوده و شورای نگهبان نیز در مورد مصوبات آنان از حق وتو برخوردار نیست. لذا در هنگام برگذاری انتخابات این مجلس تعداد کاندیداهای معرفی شده توسط شورای نگهبان به مردم بسیار محدود تر می باشد. به شکلی که گاه تعداد کاندیداها با تعداد نمایندگان مورد نیاز در یک شهر برابر بوده و عملا تنها کاندیدای معرفی شده حتی با رای خودش به تنهایی می تواند به عنوان نماینده مردم در مجلس خبرگان انتخاب شود.&lt;br /&gt;بی شک هر انسان عاقل و منصفی چنین روندی را دموکراتیک ندانسته و آنرا از روح جمهوریت نظام جدا می داند. در حقیقت امروزه کسی واهمه زیادی ندارد که همانند فلان کاندید ریاست جمهوری بگوید اسلامیت نظام (جمهوری اسلامی) در خطر نیست، بلکه نگران جمهوریت آن میباشیم.&lt;br /&gt;اما کارکرد و اختیارات رهبری در نظام جمهوری اسلامی چیست؟ رهبری می تواند نیمی از اعظای شورای نگهبان را مستقیما انتخاب کند. نیمه ای که در برخی موارد از نیمه دیگر قدرتمند ترند. نیم دیگر اعظای شورای نگهبان توسط رئیس قوه قضائیه به مجلس پیشنهاد و پس از رای اعتماد از مجلس عضو شورای نگهبان می شوند. از آنجا که خود رئیس قوه قضائیه توسط رهبر بطور مستقیم پیشنهاد می شود لذا میتوان قبول کرد که نیمی از اعظای این شورا مستقیما توسط رهبر برگزیده و نیم دیگر بطور غیر مستقیم توسط ایشان پیشنهاد می شوند. یاد آوری می شود این شورا به لحاظ تفسیری که از قانون نموده است خود را در زمینه تشخیص صلاحیت کاندیداهای مجلس شورای اسلامی، خبرگان و ریاست جمهوری و همچنین وتوی قوانین مصوب مجلس فعال ما یشاء می داند.&lt;br /&gt;بنابر این چنانکه ملاحظه می شود عملا نزدیک به نود درصد از اختیارات اداره کشور بطور مستقیم و غیر مستقیم در دست رهبری است. واقعیت این است که چنین چیزی به خودی خود بد یا نکوهیده نیست. شخصا اعتقاد دارم تا زمانی که زیرساختهای فرهنگی در کشور به حد کفایت رشد نکرده اند، هر گونه حکومت با قدرت متمرکز عملا کارکردی مفید تر از حکومت های با قدرت توزیع شده دارند. تجربه مشروطیت و سالهای اول حکومت پهلوی دوم نشان داده است که یک فرایند نزدیک به دموکراتیک در کشور به سرعت به تسلط اجانب بر منابع سیاسی و اقتصادی منجر خواهد شد. عمده ترین دلیل این امر نرسیدن به غنای کامل فرهنگی در جامعه است. استعمار گران بسیار بیش از مردم عادی ما با دموکراسی و ابزارهای آن و همچنین باگ ها و سوراخ های فرار قانونی آن آشنایند و لذا این امکان را دارند که با تحت تاثیر قرار دادن توده مردم، دست نشاندگان خود را در یک فرآیند به ظاهر کاملا دموکراتیک، به آنان تحمیل کنند.&lt;br /&gt;پس چه باید کرد؟ شاید تنها فرمولی که برای جلوگیری از چنین مشکلی وجود دارد بازگشت فوری به نحوه حکومتداری در اسلام است. بررسی منابع تاریخی و کتبی مانند نهج البلاغه نشان از این امر دارد که اسلام نحوه حکومت متمرکز را تجویز میکند. اما این حکومت متمرکز در دوره های زمانی تقریبا مشخص به امضای مردم می رسد. چیزی که در اسلام به بیعت یا تجدید بیعت موسوم است.&lt;br /&gt;فرض کنید قانون اساسی فعلی با تغییر اندکی (شاید با افزودن یک یا دو اصل به آن) به این ترتیب در آید که خبرگان موظفند پس از انتخاب یک نفر به عنوان رهبر، وی را به بیعت مردم بگذارند و کسب بیعت با حداقل دو سوم آرای مردم امکان پذیر باشد. از سوی دیگر این فرآین هر ده سال یکبار لازم التجدید باشد. به این معنی که بجای رهبری مادام العمر، رهبر موظف باشد در هر ده سال تجدید بیعت مردم را بدست آورد.&lt;br /&gt;به خاطر داشته باشیم که برخی از مردم همیشه اشتباه میکنند. همه مردم هم گاهی اشتباه میکنند. اما همه مردم همیشه اشتباه نمی کنند. این موضوع به کرات در تاریخ اثبات شده است. برای مثال مردم با بیعت با عثمان نشان دادند که اکثریت مردم ممکن است گاهی اشتباه کنند. اما با انتخاب علی (ع) مجددا نشان دادند که این اشتباه دائمی نخواهد بود.&lt;br /&gt;بر اساس مستندات غیر قابل تردید تاریخی، پیامبر اسلام در طول دوره حکومت خود بر مسلمانان حداقل یکبار خود را در معرض تجدید بیعت آنان (علاوه بر بیعت اولیه که هر مسلمانی در هنگام اسلام آوردن مینمود) گذارده است. پس از وی نیز امام علی (ع) و امام حسن (ع) نیز این رویه را دنبال نموده اند. لذا هیچ منع شرعی برای افزودن چنین اصولی به قانون اساسی وجود ندارد.&lt;br /&gt;صرفنظر از مقام معظم رهبر ی، چه بسا رهبر های آتی کشور، در صدد برآیند تا با سوء استفاده از اهرم های پیش گفته، به یک دست سازی شورای نگهبان به سود خود و از آنطریق یکدست سازی مجلس خبرگان پرداخته و از این خلاء قانونی در جهت به دست گیری رهبری جهان اسلام در جهت منافع خود بپردازند.&lt;br /&gt;در صورتی که چنانچه اصلی از اصول قانون اساسی شرط آغاز و امتداد حکومت رهبری را بیعت و تجدید بیعت مردم با وی قرار دهد، عملا چنین ابزاری از دست رهبر خاطی احتمالی آینده خارج شده و از آنجا که تغییر در قانون اساسی نیز جز با رای مردم مقدور نیست، جایی برای تغییر حکومت از یک نظام جمهوری اسلامی واقعی به یک نظام دیکتاتوری با ظاهر اسلامی باقی نخواهد ماند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111977611552318229?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111977611552318229/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111977611552318229&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111977611552318229'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111977611552318229'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/06/blog-post_26.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111969311968415695</id><published>2005-06-25T02:47:00.000-07:00</published><updated>2005-06-25T02:51:59.690-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;گاهی با خودم فکر میکنم اگر در وسط جزیره سیسیل هم به دنیا می آمدم، اینقدر با مافیا سرو کار نداشتم. مبارزات انتخاباتی اخیر این عیب را داشت که یک هو به خودمان آمذیم و دیدیم که بابا صد رحمت به سیسیل ایتالیایی ها. چون به تبلیغات هر کاندیدایی که نگاه می کردی می دیدی که دارد بر علیه یک نوع مافیا تبلیغ می کند. یکی علیه مافیای پدر خواندگی داد سخن میدهد و دیگری از مافیای نفت می گوید. آن دیگری شعار ضدیت با مافیای نفت سر میدهد و این یک شعار ضدیت با مافیای شکر.&lt;br /&gt; تازه نکته جالب این بود که شعار ها بعضا با هم ضدیت اساسی داشت. یکی میگفت مافیای تولید خودرو پدر مردم را در آورده و دیگری می گفت مافیای واردات خودرو. ولی چیزی که کسی شکی در آن نداشت این بود که به هرحال پدر مردم در آمده.&lt;br /&gt;به هر تقدیر دکتر محمود احمدی نژاد تا چند روز دیگر به عنوان رئیس جمهور سوگند خواهد خورد. اگر مجموعه مقالات قبلی من را خوانده باشید می دانید که در میان همه کاندیدا ها به او نظر مثبت تری داشته ام. صرفنظر از ولایی بودن و برخی عقاید شخصی، بهترین گزینه موجود را او میدانستم و حتی از رئیس جمهور شدنش تا حدی خوشحالم. اما.....&lt;br /&gt;سئوال اینست که آیا همانقدر که با مافیای نفت و واردات خودرو ضدیت دارد، آیا با مافیای واردات شکر هم مخالفت خواهد کرد؟ این چیزی است که به زودی می فهمیم&lt;br /&gt;از دیگر سو این مسئله مهم است که رئیس جمهور منتخب دستاورد هایی مانند مردم سالاری، حق انتقاد از مقامات و آزادیهای نسبی را که مردم طی چند سال گذشته بدست آورده اند از آنان نگیرد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111969311968415695?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111969311968415695/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111969311968415695&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111969311968415695'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111969311968415695'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/06/blog-post_25.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111952037576421779</id><published>2005-06-23T02:49:00.000-07:00</published><updated>2005-06-23T02:52:55.770-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#663333;"&gt;از اینکه این چند روزه می بینم آجیل ماجیل همه نویسندگان و اهل فرهنگ کوک است خوشحالم. آجیلشان هم به حمد الله بسیار پر پسته است. ولی پسته شناس می داند که پسته اکبری اغلب کرموست. گفته باشم که نگویید می دانستی و نگفتی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111952037576421779?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111952037576421779/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111952037576421779&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111952037576421779'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111952037576421779'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/06/blog-post_23.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111943563307764802</id><published>2005-06-22T03:15:00.000-07:00</published><updated>2005-06-22T03:20:33.086-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;آنانکه شایعه تروریست بودن احمد نژاد را مطرح کردند، حتی یک مورد را نیز به عنوان مثال معرفی ننمودند. تا جایی که یادم می آید تروریست کسی است که کسی یا کسانی را به وسیله ترور کشته باشد. اما ظاهرا ترور های احمد نژاد مقتول و جنازه ای ندارد.&lt;br /&gt;نه اینکه از او خوشم بیاید. اما لج آدم در می آید وقتی میبیند عالیجناب سرخپوش سابق تبدیل شده به سردار و پرچمدار اصلاحات. باز هم مثل مرحله قبل رای نخواهم داد. به عقیده من انتخاب بین بدتر و وحشتناک نیست. بلکه بین کلاشی و حماقت است. ترجیح میدهم اگر قرار است به طریق زیم زیم اعدام شویم، خود آدم خورها نوع اعدام را مشخص کنند تا لا اقل بدنامی اش برای ما باقی نماند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;آگهی فروش زمین&lt;br /&gt;یک قطعه زمین در بیابانهای اطراف قم، به علت جلوگیری از بدنامی و شایعه میلیاردر بودن، به فروش می رسد. طالبین جهت بازدید به بیابان پشت جمکران مراجعه نمایند. ضمنا مساحت زمین مزبور یک ملیون و ششصد و چهل و هشت هزار کیلومتر مربع بوده و فقط به صورت ارزی معامله می شود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;آگهی استخدام&lt;br /&gt;به تعدادی خانم جوان بین شانزده تا بیست و سه سال جهت چسباندن اسم بنده روی جاهای صاف مانتویشان نیازمندیم. داشتن موی مش کرده و مانتوی رنگی الزامی است. حقوق ثابت ساعتی پنج هزار تومان و در صورت همراه داشتن سگ پاکوتاه تا ساعتی ده هزار تومان قابل افزایش است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;آگهی اجاره خودرو&lt;br /&gt;به تعدادی پژوی دویست و شش با راننده خوش تیپ از قرار ساعتی بیست هزار تومان برای چسباندن ناممان روی شیشه آنها نیازمندیم. داشتن ریش موجب رد شدن در مصاحبه خواهد بود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;استخدام موتور سوار&lt;br /&gt;تعدادی موتور سوار بی ریخت با موتور دودزا جهت شکستن شیشه تعدادی پژو دویست و شش و تبلیغ کردن برای نامزد رقیب فورا نیازمندیم. داشتن ریش و موتور الزامی بوده ولی چماق و چفیه توسط ستاد اینجانب تهیه و به متقاضیان ارائه خواهد شد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;دعوت به همکاری&lt;br /&gt;تعدادی روشنفکر و نویسنده (لیبرال مزدور و قلم به مزد سابق) شناخته شده جهت تبلیغات رسانه ای نیازمندیم. کارت تلفنش را ما میدهیم شما فقط با بی بی سی مصاحبه کنید. مقالات سطری یکهزار ریال و مصاحبه در صورت پخش دقیقه ای دو هزار دلار پرداخت می شود&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111943563307764802?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111943563307764802/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111943563307764802&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111943563307764802'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111943563307764802'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/06/blog-post_22.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111910265453023668</id><published>2005-06-18T06:48:00.000-07:00</published><updated>2005-06-18T06:50:54.533-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;مجید انصاری اعلام کرده صندوق رای مثل ناموس است. لابد منظورش این بوده که همانطور که در هر خانه ای شرعا و اخلاقا فقط آقای خانه حق دارد به ناموس دسترسی داشته باشد، در هر کشوری هم ..... و قص علی هذا&lt;br /&gt;آخرش رای ندادم. نمی دونم چرا. اما خیلی حالم گرفته است&lt;br /&gt;از یکی از اعضای ستاد انتخاباتی یکس از کاندیداها (که تصادفا بالاترین رای را آورده) پرسیدم چرا برای ستاد او کار میکنی؟ پاسخی داد که بی مزه هم نیست. می گفت&lt;br /&gt;مردی برای اولین بار وارد شهری شد و در مسجد اقامت کرد. هنگام نماز جماعت دید که امام جماعت چهار انگست دست راست را ندارد. پرسید چرا اینطور است؟ گفتند آقا سارق بوده، دستش را بریده ایم. پرسید پس چرا امام جماعتش کردید؟ گفتند برای اینکه دایما جلوی چشممان باشد!!!&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111910265453023668?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111910265453023668/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111910265453023668&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111910265453023668'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111910265453023668'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/06/blog-post_18.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111892010443661628</id><published>2005-06-16T04:05:00.000-07:00</published><updated>2005-06-16T04:08:24.440-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نظرم عوض شد. به معین رای میدم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111892010443661628?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111892010443661628/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111892010443661628&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111892010443661628'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111892010443661628'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/06/blog-post_16.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111885137160769367</id><published>2005-06-15T09:00:00.000-07:00</published><updated>2005-06-15T09:02:51.636-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;دعوای چین و غرب، نه تنها سیاست خارجی کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داده است، بلکه در انتخابات ریاست جمهوری و سیاست داخلی نیز نقشی تعیین کننده دارد. به همین لحاظ بر آن شدم تا مقاله این بار را به بررسی نقش این دعوا بر مسایل داخلی ایران اختصاص بدهم.&lt;br /&gt;چین کشوری است بزرگ و تاریخی که به لحاظ نیروی انسانی ارزان، امنیت و قدرت نظامی بسیار برای سرمایه گذاران جالب و جذاب است. تا پیش از جنگ عراق، این کشور بنا به دلایل ساده فوق، موفق شده بود که بخش وسیعی از بازار محصولات مصرفی غرب را بدست بگیرد. این روند اشغات بازار چنان سریع بود که اگر به سرعت فکری برای آن نمی شد، تا چند سال دیگر بیکاری سراسر اروپا و آمریکا را در می نوردید و صنایع غرب به سوی ورشکستگی می رفت. چندی پیش جدولی از صادرات چین به فرانسه را می دیدم که برای مثال صادرات لباس زیر زنانه چینی به فرانسه طی یک سال رشدی هشتصد درصدی داشت. (نمی دانم چرا فقط همین یک قلم از جدول در خاطرم مانده است!!)غرب در تقابل با این معضل دو راه پیش رو داشت. راه انفعالی و موضع تهاجمی. برخلاف اکثر کشور های اروپایی که موضع انفعالی را انتخاب کردند، انگلستان و آمریکا موضع تهاجمی اتخاذ کردند و پا به عرصه جنگ عراق گذاشتند. چند روز جنگ برای اینکه کنترل قیمت نفت دنیا به دست آمریکایی ها بیافتد کافی بود و بدین ترتیب قیمت نفت به بیش از پنجاه دلار برای هر بشکه رسید.&lt;br /&gt;در حقیقت یکی از تعیین کننده ترین عوامل تولید ارزان جنس چینی، یعنی انرژی ، در دست غرب قرار گرفت.&lt;br /&gt;اما ارتباط این قضایا با مسائل داخلی ایران و علی الخصوص انتخابات ریاست جمهوری چه می تواند باشد؟ به عقیده من بسیار زیاد. در میان کاندیدا های فعلی انتخابات سه گروه مشخص و قابل تفکیک وجود دارند. اولین گروه که سه کاندید دارد، ملغمه ای است از سیاستهای رئیس جمهور فعلی. تنها کاندید روحانی این گروه بر خلاف بقیه  با وعده اقتصاد بسته دولتی به میدان آمده است. او حتی برای هر شهروند ایرانی یک حقوق ماهانه ثابت نیز وعده داده است. از آنجا که این گروه کلان نگر نیستند احتمالا در صورت انتخاب، ایران همانطور که تاکنون کرده، در جهت منافع آمریکایی ها و انگلیسی ها گام بر خواهد داشت. احتمالا باز هم وزیر خارجه مان را در مذاکرات مربوط به انرژی اتمی راه نخواهند داد و احتمالا همه گونه مذاکرات جدی را حجه الاسلام روحانی عهده دار خواهند بود. این گروه بیشتر اهل حرف و دل دادن و قلوه گرفتنند. گروه دوم شامل یک روحانی و یک نظامی. در صورت انتخاب این گروه می توان پیش بینی کرد که وقایع جدیدی اتفاق بیافتد. این گروه در سیاست خارجی به دنبال اینند که ایران را به یک مالزی ثانی تبدیل کنند. کشوری برخوردار از حمایت چین. قرارداد خط انتقال انرژی ایران به چین به همت اعضای این گروه امضا شد و همزمان ایران متروی چینی و اتوبان تهران شمال چینی را هم تجربه کرد. سیاست این گروه در صورت انتخاب به وضوح طرفدار چین خواهد بود. اولین سفر خارجی کاندیدای اصلی این گروه پس از انقلاب به شکل معنی داری به کره شمالی بوده است. حتی شاید در صورت انتخاب این گروه به ریاست جمهوری آمریکا تاب تحملش را از دست بدهد و دست به یک اقدام نظامی هم بزند.&lt;br /&gt;گروه سوم گروه سه نفره ی ذوب در ولایتند. به عنوان یک تمرین سعی کنید خودتان را جای دایی جان ناپلئون بگذارید و حدس بزنید که این گروه در صورت انتخاب شدن چه سیاست خارجی ای خواهند داشت.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111885137160769367?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111885137160769367/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111885137160769367&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111885137160769367'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111885137160769367'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/06/blog-post_15.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111865518547161597</id><published>2005-06-13T02:32:00.000-07:00</published><updated>2005-06-13T02:33:05.476-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;دیروز در زمینه انتخابات اتفاقات مهمی افتاد. مصاحبه بعد از خبر شبکه دوم بطور مستقیم با آقای هاشمی رفسنجانی بسیار جالب بود. نه از نقطه نظر صحبتهایی که ایشان فرمودند، بلکه از نظر پزشکی. گفتگوی ویژه خبری دیشب را در حالی می دیدم که یکی از دوستان پزشکم هم در کنارم بود. بنا به تشخیص ایشان جناب آقای هاشمی دیشب از لحاظ سلامتی با هرشب تفاوت داشتند. ولی اینکه تشخیص این دوست پزشکم (که تصادفا بسیار هم حاذق است) چه بود بماند برای بعد ها. چرا که دوست ندارم از میان جرمها به جرم شایعه سازی و یا تشویش اذهان عمومی دستگیر شوم.&lt;br /&gt;اتفاق مهم دیگر انفجارهای پی در پی در اهواز و تهران بود. متاسفانه این انفجار ها منجر به کشته و مجروح شدن برخی انسانهای بی گناه شد و به نظر می رسد که آمریکایی ها دارند تلافی انفجار های بغداد را میکنند. برای این تلافی هم بهترین زمان را انتخابات ریاست جمهوری یافته اند. به هر حال این انفجار ها توسط هر کس و با هر هدفی باشد محکوم است. دایی جان ناپلئون می گفت این انفجارها کار برخی از بدنه حاکمیت است که تمایل دارد جامعه را هرچه سریعتر به حکومت پلیسی بکشاند. الله اعلم&lt;br /&gt;مهدی کروبی دیروز تعداد زیادی چک بی محل پنجاه هزار تومانی صادر کرد. گویا برخی از ساده لوحان چکهای مزبور را به بانک برده اند و همه آنها با خنده کارمندان بانک مواجه شده اند. اولین فیلم تبلیغاتی مهدی کروبی هم دیشب از صدا و سیما پخش شد. گفته می شود که این فیلم عکس العمل های متفاوتی را در بینندگانش ایجاد کرده است. در یکی از شدید ترین این عکس العملها؛ یکی از بینندگان تهرانی حداقل سه بار خمیازه عمیق کشید. همچنین از شهرستانها خبر می رسد که بیننده دیگری در تبریز کانال تلویزیون خود را در اواسط فیلم عوض کرده است و یک بیننده رشتی هم در پایان فیلم گفته است که آخیش، خوب شد فیلم بود&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111865518547161597?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111865518547161597/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111865518547161597&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111865518547161597'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111865518547161597'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/06/blog-post_13.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111847514332289803</id><published>2005-06-11T00:31:00.000-07:00</published><updated>2005-06-11T00:32:23.323-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;پخش فیلم تبلیغاتی اول آقای لاریجانی سوژه ای بود که باعث شد باز هم بنویسم. فیلم بجز نام کارگردانش که هزینه تبلیغ آقای لاریجانی شد، عملا هیچ چیز قابل بحثی نداشت. بیشتر یک گفتگوی خبری بود تا یک فیلم تبلیغاتی و تازه بسیار بد هم ادیت شده بود. ولی چیزی که وادارم کرد بنویسم این چیز ها نبود. بلکه گاف بزرگی بود که در افاضات آقای لاریجانی رخ داد. ایشان در روایت یک جمله معروف و تاریخی، به شکلی خنده آور اشتباه کردند و نه تنها اصل جمله مدرس را اشتباه گفتند بلکه کسی را که این جمله معروف خطاب به او بوده سردار سپه (رضا شاه بعدی) معرفی کردند.&lt;br /&gt;اصل ماجرا چنین بوده که پس از کودتای سید ضیا و رضا خان، مدرس که به لحاظ تیز بینی خاص و اصفهانی گریش، دوره سیاسی شاهزادگان قاجار را تمام شده می دید، به تدریج روابطش را با آنان قطع کرد. این در حالی بود که تا پیش از آن مدرس همواره به خانه های این شاهزادگان رفت و آمد داشت. در این دوره شاهزادگان قاجار اکثرا خانه نشین بودند و مدرس وکیل اول مجلس بود و روابطش نیز با سردار سپه حسنه. در حقیقت یک سال پس از این ماجرا بود که مدرس با سردار سپه درگیر شد. اما در آن دوره روابطشان نسبتا خوب بود.&lt;br /&gt;یکی از شاهزادگان قاجار که تا قبل از کودتا برو و بیایی داشته است، شاهزاده عبدالحسین میرزای فیروز فرمانفرما است. او پدر شازده نصرت الدوله فیروز است که به عنوان وزیر خارجه قرارداد ننگین هزار و نهصد و نوزده را امضا کرد و خانه اش سفارت فعلی ایتالیا است. همان کسی که مرحوم ایرج میرزا در مقام مطایبه با وی شعر هزل زیبایی سروده که با این مطلع آغاز می شود&lt;br /&gt;بیضه ام رنجور شد از بیضه ات دور ای وزیر&lt;br /&gt;پرسشی کن گاه گاه از حال رنجور ای وزیر&lt;br /&gt;..................&lt;br /&gt;علاوه بر نصرت الدوله، عبدالحسین میرزا دهها فرزند دیگر داشت که همگی در دوران پهلوی به مقامات بالا رسیدند و نام فامیل اکثر آنان فرمانفرمائیان بوده است. معروف ترین آنان از میان دختر ها مریم فیروز بود که همسر کیانوری رهبر حزب توده و نوه آیت الله شیخ فضل الله نوری بوده است. (این شهر نور هم چقدر در سیاست این کشور نقش داشته ها!!) از میان پسر ها تقریبا همه آنها معروف بوده اند. مجری ورزشگاه آزادی تهران، برج های فرمان در خیابان فرمانیه و برجهای اسکان در خیابان میرداماد، ریاست شرکت نفت، ریاست بانک عمران(ملت فعلی) .......بخشی از مشاغل پسران وی بوده است.&lt;br /&gt;به هر حال ظاهرا این آقای فرمانفرما چنان معروف بوده که در زمان کودتا تعداد خدم و حشم و نان خورهای او به بیش از دویست نفر می رسیده است. او همچنین دایی مرحوم دکتر محمد مصدق نیز بوده است که سالها بعد نخست وزیر شد. با وقوع  کودتا و طی دوسال بعد از آن قدرت شازده فرمانفرما به شدت رو به افول گذاشت. از آنجا که رضا خان زمانی به عنوان تفنگچی ساده ای جزء ابوابجمعی او بود و اکنون قدرت اول کشور را به دست داشت، طبیعی است که روابط خوبی میان آن دو وجود نداشته است. رضا خان به شازده های قاجار به عنوان تفاله های جامعه می نگریست و شازده فرمانفرما نیز او را یک تفنگچی مزدور می دانست و به تغییر یافتن شرایط فکر نمی کرد.&lt;br /&gt;مجموعه این عوامل باعث شد تا کار جنگ میان این دو آنچنان بالا بگیرد که شازده عبدالحسین میرزای فرمانفرما و پسر ارشدش نصرت الدوله فیروز، هر دو در زندان رضاشاه به دست پزشک احمدی کشته شوند. در واقع جمله معروف مدرس به او نیز در همین دوران بود. مدرس اصولا انسانی نبود که با کسی که در مصدر قدرت است در بیافتد. لذا زمانی که عبدالحسین میرزا مورد غضب رضاخان بود به عنوان نماینده مجلس با او شروع به جنگ کرد. و برای اینکار به منابع در آمد او چنگ انداخت. عبدالحسین میرزا ÷یغام فرستاد که با وجود سالها نان و نمکی که در خانه من خورده ای نمی خواهم از قدرتت برای تحکیم وضع من استفاده کنی. چرا که موقعیت تو را هم متزلزل می بینم. بلکه فقط می خواهم که پایت را از روی دم من برداری. مدرس در پاسخ پیام فرستاد که حضرت اشرف بفرمایند که دمشان در کجا نیست تا ما پایمان را همانجا بگذاریم. از جنبه طنز و حاضر جوابی اصفهانی مدرس اگر بگذریم، واقعیت اینست که خود مدرس هم دوسال بعد به همان سرنوشت دچار شد.&lt;br /&gt;آقای لاریجانی این گفتگو و پیام را به مدرس و سردارسپه نسبت می دهد. به چند دلیل این گفتار اصلا پذیرفتنی نیست. اولا روایت های متواتری از این گفتگو در دست است که همگی آنرا به فرمانفرما و مدرس نسبت داده اند. ثانیا حضرت اشرف لقب شاهزادگان قاجار بوده است و رضا شاه هیچگاه لقب حضرت اشرفی نداشته است. ثالثا در مقطع مورد نظر رضاشاه نه سردار سپه که وزیر الوزرا بوده است.&lt;br /&gt; با توجه به این مطالب نسبت دادن این گفتگو به مدرس و رضاخان توسط آقای لاریجانی دو حالت ممکن است داشته باشد. یا از سر تعمد است و یا اشتباهی سهوی. اگر تعمدی در کار است، باید گفت ایشان احتمالا قصد پهلوان پنبه سازی از مرحوم مدرس داشته اند و قصد تحریف تاریخ. کسی که در مقام کاندید ریاست جمهوری تاریخ را تحریف می کند احتمالا در مقام رئیس جمهور هویت مردم را نیز عوض خواهد نمود.&lt;br /&gt;اما اگر فرض شود که این اشتباه سهوا به فیلم تبلیغی ایشان راه یافته است، باید گفت کسی که نتواند نیم ساعت فیلم بدون غلط بسازد، در حالی که گروه کثیری از مشاوران تاریخ و سیاست و مسایل اجتماعی را همراه دارد، آیا می تواند چهار سال یک کشور را به خوبی و بدون غلط اداره کند؟&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;در پایان ضمن عرض پوزش از خوانندگانی که این وبلاگ را از خارج از کشور پیگیری می کنند و مشمول فیلتر مخابرات ایران نیستند (به خاطر تغییر مکرر آدرس وبلاگ) آدرس جدید وبلاگ را عرض می کنم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://damoon1.blogspot.com/"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;http://damoon1.blogspot.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111847514332289803?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111847514332289803/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111847514332289803&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111847514332289803'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111847514332289803'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/06/blog-post.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111744540637909038</id><published>2005-05-30T02:22:00.000-07:00</published><updated>2005-05-30T02:30:06.383-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;این ماجرای فیلتر شدن ما هم مثل همه چیزهای بد یک حسن هم داشت و آن اینکه کمی از عیب و ایراد ها رفع شد. یک کمی هم وبلاگ جدیدم سر و سامان گرفت. از این به بعد در وبلاگ قدیم یعنی همین صفحه و سایر صفحاتش (هزل و طنز،ایرانگردی، سیاست روز، داستانها و علم و فن) چیزی نمی نویسم. همه اش هر چه هست در همان یک صفحه جدید است. اسمش هم همان دامون است. آدرسش هم فقط یک تغییر کوچولو کرده. آنهم اینکه به سه عدد اوی لاتین که داشت یکی دیگه هم اضافه شده&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://damoooon.blogspot.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;http://damoooon.blogspot.com&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;پس خداحافظ صفحه با وفای قدیمی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;ضمنا همه کسانی که از سر لطف لینک داده اند اگه قبول زحمت کنن و اون رو با لینک جدید عوض کنن یک دنیا شادم می کنند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111744540637909038?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111744540637909038'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111744540637909038'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/05/blog-post_30.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111727312695769920</id><published>2005-05-28T02:34:00.000-07:00</published><updated>2005-05-28T02:38:46.960-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;بالاخره در وبلاگ ما را هم بستند و فیلترش کردند. البته توی ایران هرکس که به نوعی از بخشی از حقوقش محروم شده بلافاصله معروف شده. خدا را چه دیدی؟ شاید دامون هم از این رهگذر معروف شد. حتی معروف تر از جنیفر لوپز. تازه ما برای معروفیت هیچ عضو بدنمان را هم بیمه نکردیم. به هر حال به زودی و طی چند روز آینده لینک جدیدم را هم اینجا میگذارم. ضمن اینکه برای همه کسانی که به من لینک دادند می فرستم تا لینکشان را به روز کنند. پس خیالتان راحت باشد. هنوز نرفته ام. چون هنوز به اندازه کافی معروف نشده ام&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111727312695769920?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111727312695769920/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111727312695769920&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111727312695769920'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111727312695769920'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/05/blog-post_28.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111701657255255794</id><published>2005-05-25T03:18:00.000-07:00</published><updated>2005-05-25T03:22:52.556-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;بالاخره جنجال ها به پایان رسید و نامزدهای نهمین انتخابات ریاست جمهوری معرفی شدند. برای اینکه بتوانیم رای بدهیم باید این نامزد ها را بشناسیم. تصمیم گرفتم یک معرفی اجمالی به عنوان نظر شخصی از آنان ارائه دهم. اگر کسی می تواند بهتر معرفی کند این گوی و این میدان&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mardomyar.com/"&gt;دکتر احمدی نژاد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;اگر معتقدید که رئیس جمهور محبوبتان لازم نیست حرفی برای گفتن داشته باشد، تیپ بچه مسلمان داشته ولی به قول حاج کاظم در آژانس شیشه ای خیبری نباشد، بلکه دود و صدا داشته باشد و در نهایت سایت تبلیغاتی انتخاباتی اش بجر یک اسم قشنگ بیا رو من کلیک کن یعنی مردم یار هیچ چیز دیگری نداشته باشد به ایشان رای بدهید&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.larijani.ir/"&gt;دکتر لاریجانی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;اگر از عملکرد صدا و سیمای جمهوری اسلامی در طول بیست و چند سال گذشته راضی هستید به ایشان رای بدهید. ایشان تقریبا از اول انقلاب از مدیران و تصمیم گیرندگان اصلی صدا و سیما بوده اند&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.rafsanjani.com/"&gt;حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بعضی ایشان را آیت الله می دانند. ولی تا زمان حیات حضرت امام ایشان لقب حجه الاسلامی را یدک می کشیدند و پس از آن نیز ما که ندیدیم در هیچ حوزه ای به تحقیق و ادامه تحصیل پرداخته باشند. ایشان در مورد امکانات مالی خود معتقدند « بر خلاف شایعاتی که فعلا در جامعه وجود دارد و بعضی ما را خانواده ثروتمندی می دانند، امکانات محقری داریم» اگر معتقدید حقوق ریاست جمهوری می تواند کمک خرجی برای این خانواده باشد به ایشان رای بدهید&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.karroubi.ir/"&gt;حجت الاسلام مهدی کروبی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;ایشان معتقدند که با آمدن به صحنه انتخابات نشان داده اند که با کسی شوخی ندارند. ایشان در مجلس ششم ثابت کردند که تنها کسی هستند که می توانند یک مجلس زنده و پر شور را به بی حالی و کسالت و بی جسارتی بکشند. ایشان از خود شورای نگهبان هم بیشتر حکم حکومتی را قبول دارند&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.rezaee.ir/"&gt;تیمسار محسن رضایی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;ایشان در کارنامه شان یک سیلی به صورت مرحوم صیاد شیرازی، یک بارتاثیر و نقش جدی در نوشیدن جام زهر توسط مرحوم امام خمینی، و یک فرزند به قول معروف ضد انقلاب و پناهنده به شیطان بزرگ را دارند. با ریاست جمهوری ایشان و تحت تاثیر برنامه ریزی های تربیتی ایشان بعید نیست بقیه جوانان کشور هم به آمریکا پناهنده شوند. اگر می خواهید تحت حکومت متمایل به نظامی ایشان به آمریکا پناهنده شوید به ایشان رای دهید&lt;br /&gt;&lt;a href="http://search.yahoo.com/search?p=%25D9%2582%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D8WWW.GHALIBAF.IR"&gt;تیمسار قالیباف&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;ایشان در اعماق وجودشان اندک شباهتی به رضاشاه در خود مشاهده نموده اند. البته از نوع حزب اللهی آن. با توجه به اینکه رضا شاه را انگلیسی های کافر (با لحجه مش قاسم) آورده بودند و این وصله هم به تیمسار نمی چسبد بنا براین در صورت ریاست جمهوری ایشان لابد مردم را انگلیسها روی کار آورده اند. با این استدلال اگر می خواهید عامل انگلیس شناخته شوید و احتمالا به عنوان جاسوس اعدام شوید به ایشان رای دهید&lt;br /&gt;آقایان &lt;a href="http://www.mehralizadeh.com/default.asp?siteid=1"&gt;مهر علیزاده&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://moeen.ir/"&gt;معین&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;هردوی این افراد با حکم حکومتی رهبر تائید صلاحیت شدند. اگر به حکم حکومتی معتقد هستید به یکی از این دو نفر رای بدهید&lt;br /&gt;از آنجا که در روز انتخابات به شدت در منزل کار دارم پیشاپیش از همه نامزد ها عذر می خواهم. باور کنید اگر اینقدر گرفتار نبودم می آمدم و به همه شما رای می دادم. اصلا کی گفته که یک مملکت باید فقط یک رئیس جمهور داشته باشد؟ به عقیده من هر هشت نفرتان اصلح تر هستید. ضمن اینکه معتقدم مجلس محتر شورا با اصلاح قانون انتخابات باید کاری بکند که شورای محترم نگهبان از دفعه آینده صلاحیت رای دهندگان را هم احراز کند تا نکند بین رای دهندگان آدم بی صلاحیتی رایش با بقیه سه چهار نفر رای دهنده با صلاحیت قاطی شود&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111701657255255794?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111701657255255794/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111701657255255794&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111701657255255794'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111701657255255794'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/05/blog-post_25.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111640182592802159</id><published>2005-05-18T00:30:00.000-07:00</published><updated>2005-05-18T00:37:05.946-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;وقتی مقاله بی بی شهر بانو را در وبلاگم می گذاشتم اصلا فکر نمی کردم این مقاله عکس العمل خشنی را به دنبال داشته باشد. در این رابطه دو ایمیل به دستم رسید. یکی از ایمیل هایی که به دستم رسید مرا متهم به جعل در تاریخ کرده بود و دیگری پا را فراتر گذاشته و به ادعای واهی توهین به ائمه بنده را تکفیر فر موده بودند. اساس استدلال ایشان هم این بود که ائمه معصومین از رحم های غیر مسلمان به دنیا نمی آیند. خوب که دقیق شدم دیدم که بد نیست اصلا بر اساس همین موضوع هم یک مقاله بنویسم. اما قبل از آنکه وارد مقاله ام شوم خدمت آن دوست عزیزی که به راحتی بنده را تکفیر فرموده بودند عرض کنم که بر اساس شواهد تاریخی و آیات قرآن اسلام و کفر انسانها فقط با شهادتین مشخص می شود و حتی ترک واجبات نیز مصداق کفر نیست و شاهد تاریخی آن هم منافقین مدینه که به زبان شهادتین را جاری کردند و اینهمه آیات و سوره های مختلف در مذمت آنان داریم و حتی یک نمونه سراغ نداریم که پیامبر با وجود حکومت اسلامی که در مدینه داشتند آنان را به دلیل سخنانشان تکفیر و اعدام کنند. آیا می توان پذیرفت که پیامبر از کنه قلب عبدالله ابن ابی خبر نداشتند؟ بنابر این با اینکه نمی دانم قاضی هستید یا حاکم شرع یا یک مسلمان متعصب عادی از شما می خواهم به این سادگی حکم به تکفیر ندهید که گناهش از کفر کمتر نیست.&lt;br /&gt;کفر چو منی گزاف و آسان نبود&lt;br /&gt;محکم تر از ایمان من ایمان نبود&lt;br /&gt;در شهر چو من یکی و آنهم کافر؟&lt;br /&gt;پس در همه دهر یک مسلمان نبود&lt;br /&gt;اما مقاله شرافت نسب&lt;br /&gt;شرافت نسب و اصالت ریشه در میان اعراب یک رسم احمقانه و جاهلیتی است. هرچه اسلام کوشید این رسم را از میان اعراب جاهل بردارد متاسفانه کمتر موفق شد. این رسم که هیچگاه در ایران مورد قبول قرار نگرفت بود متاسفانه به دو دلیل اندک اندک پا گرفته است.&lt;br /&gt;دلیل اول اینکه با معاشرت تدریجی ایرانیان با اروپائیان این رسم غلط از شاهزادگان اروپایی به تدریج در میان قاجار رسوخ کرد و دلیل دیگر اولاد پیامبر (نسل های بعد از دوازده امام) که به سید بودن خود بسیار می نازیدند و خود را به نوعی برگزیده می دانستند و حتی فطریه خود را بر غیر سید حرام نموده بودند. (سوال اینست که در اوایل اسلام که سادات فقیر وجود نداشتند پیامبر که اشرف سیدهایند فطریه خود را به چه کسی می دادند؟)&lt;br /&gt;این دو مسئله طی چند قرن اخیر موجب شد که شرافت نسب مجددا راه خود را میان مردم باز کند. در حالی که با وجود آنکه ایران هزاران سال یک کشور سلطنتی بود و سلطنت از طریق وراثت منتقل می شد این مسئله به این شکل حاد در آن وجود نداشت. یعقوب لیث صفار به نان جو و پیازش بجای اصل و نسبش افتخار می کرد و حتی سهراب سپهری (با آنکه از شعر نو بدم می آید اینرا می گویم) بی باکانه می گوید که شاید نسبش به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد.&lt;br /&gt;برخی علمای شیعه در راستای تعصبی که در شرافت نسب داشتند کار را بدانجا کشاندند که حکمی دادند مبنی بر اینکه هیچ پیامبری جد غیر موحد نداشته و لذا نص صریح قرآن را که پدر حضرت ابراهیم را آذر بت پرست می داند نقض کردند. به این شکل که با گذاشتن بدعتی عجیب مدعی شدند که کلمه اب در این آیه اشاره به عمو است. در حالی که هیچگاه در زبان عربی سابقه نداشته که از کلمه اب معنی ای بجز پدر استخراج شود.&lt;br /&gt;کم کم کار به آنجا کشید که یکی از دلایل مهم بر حق بودن علی را این دانستند که وی داماد پیامبر است. غافل از اینکه علی نیازی به این دلیل برای بر حق بودنش ندارد. اگر داماد پیامبر بودن شرف و افتخار است عمر هم داماد پیامبر است. ابوبکر هم که هم داماد پیامبر و هم پدر زن پیامبر است. پس اگر داماد پیامبر بودن شرف است ابوبکر (نعوذبالله) شریف تر است.&lt;br /&gt;اگر شیعه علی را قبول دارد نه به دلیل دامادی پیامبر است و نه به دلیل اینکه اولین مرد مسلمان بود. چرا که ابوبکر هم دومین مرد مسلمان و عمر پنجمین آنها و حتی ابو موسی اشعری یازدهمین مرد مسلمان و همگی از صحابه بسیار نزدیک پیامبر بوده اند. بلکه چون علی علی است بر حق است.&lt;br /&gt;شرافت نسب بدانجا رسید که باز راویان و روضه خوانهای شیعه برای آنکه بتوانند به قول مرحوم مطهری دو قطره اشک بیشتر از مردم بگیرند (نقل به مضمون) بزرگترین دلیلی که یزید بد کاری کرد را این دانستند که اولاد پیامبر را در کربلا تشنه گذاشته. در حقیقت بجای آنکه مانند زینب به اصل ماجرا بپردازند و دلایل قیام را بر شمرند او را پاره تن پیامبر دانستند و به این دلیل یزید را محکوم کردند.&lt;br /&gt;به قول مرحوم شریعتی (نقل به مضمون) ارتباط دادن قیام حسین به اینکه یزید شرابخوار بود یا سگ بازی می کرد کوچک کردن مسئله است. این یک جنگ در طول تاریخ بوده که از آدم تا قیامت نسل به نسل منتقل می شود.بنابر این ربطی به اینکه حسین نوه پیامبر بوده و یزید نوه ابوسفیان ندارد.&lt;br /&gt; جالب اینکه در میان ائمه نه نفر مستقیما از نسل شهر بانو بوده اند که یک شاهزاده ایرانی است. ولی نه این مطلب موجب کسر شان آنان می شود و نه اینکه محمدابن عبدالله محض که بیشتر از همه آن نه نفر فرزند خالص پیامبر بوده باعث می شود که او آدم بهتری باشد.&lt;br /&gt;از آنجا که شاید برخی ایشان را نشناسند عرض می کنم که ایشان نوه مستقیم امام حسن و امام حسین بود و چون هم از پدر و هم از مادر فقط به امام حسن و امام حسین می رسید در بین اعراب به محمد ابن عبدالله محض معروف بود. یعنی کسی که به طور خالص نواده پیامبر است.&lt;br /&gt;از آنجا که او نامش نیز مانند پیامبر محمد ابن عبدالله بود با استناد به حدیثی از پیامبر که مهدی موعود را هم نام پیامبر معرفی می کند ادعای مهدویت کرد. این واقعه احتمالا در زمان امام باقر یا صادق رخ داده (تشکیک از بنده است و الان دسترسی به منبع ندارم که تصحیح کنم) و امام وقت هم که به لحاظ اینکه یک نسبشان به شهر بانو می خورده طبیعتا کمتر از آقای محمدابن عبدالله محض فرزند پیامبر بوده اند ایشان را تکفیر می کنند و حکم می دهند که خونشان حلال است.&lt;br /&gt;بنابر این وقتی خود ائمه هیچ شرفی برای نسبشان که به پیامبر می رسد قائل نمی شوند و قرآن هم به صراحت همه اینگونه شرافت ها را نفی می کند بسیار زشت و مذموم است که کسی بیاید به بنده در قرن چهاردهم ایراد بگیرد که تو چرا گفتی شهربانو مسلمان نشده و به این وسیله به ائمه توهین کردی که از رحم مجوس متولد شده اند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;برای مزید اطلاع دوستان عزیزم به چند مقاله دیگر که توسط سایر وبلاگ نویسان در باره بی بی شهر بانو منتشر شده با ذکر مرجه اشاره می شود&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.katbalou.com/archives/000269.html"&gt;http://www.katbalou.com/archives/000269.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;1- اسـتاد شهيد مطهرى , خدمات متقابل اسلام و ايران , ص 122, ج 1 و 2 (1)درباره نام و نسب مادر امام چهارم (ع ), در كتب تاريخ اختلاف است , برخى مادر آن حـضـرت را ايـرانـى دانسته اند و داستانى را نقل مى كنند: يزدگرد پس از آنكه درمقابل لشكر اسلام نتوانست مقاومت كند, از مدائن گريخت و شهر به شهر از حلوان به قم و از آنجا به كاشان و اصـفـهـان و كرمان و مرو رفت و سرانجام نيز كشته شد. دراين جنگ خانواده يزدگرد به اسارت گـرفـته مى شود كه در ميان آنان دخترى بوده است كه با امام حسين (ع ) ازدواج مى كند.&lt;br /&gt;2- اسـتاد شهيد مطهرى , خدمات متقابل اسلام و ايران , ص 122, ج 1 و 2 (2)اين داستان از جهات گوناگونى مخدوش و مردود است , زيرا خاندان يزدگرد و آشپزان ورامشگران و خـويـشان او در اين فرار و عقب نشينى همراه او بوده اند.&lt;br /&gt;3- احمد بن يحيى بلاذرى , فتوح البلدان , ج , ص 322. صلاح الدين منجد. (3) از طرفى فتح ايران در زمان خليفه دوم بـوده است كه وى در سال 23 هجرى كشته شد, حتى به فرض اين كه دختر يزدگرد در اين سـال وارد مـديـنـه شـده است و با توجه به سال ولادت حضرت على به حسين (ع ) كه 37 هجرى مى باشد, چگونه در اين 14 سال از او در تاريخ ‌خبر و اثرى نيست و او اولادى نداشته است .&lt;br /&gt;4- علامه مجلسى , بحار الانوار, ج 46, ص 10. (4) البته اشـكـالات ديگرى نيز بر اين نقل وارد است و حتى علامه مجلسى (ره ) اين داستان را بعيد دانسته است .&lt;br /&gt;5- هـمـان مـنـبـع , دكتر شهيدى , ص 18. (5)علاوه بر قراينى كه بطلان داستان را مى رساند بايد پرسيد كه چگونه مردم ايران يزدگرد را پـنـاه نـمى دهند و او مجبور است ديار به ديار بگريزد, اما خاندان پيامبر(ص ) و اهل بيت او را به خـاطـر ازدواج بـا يزدگرد, معزز و محترم مى شمارند. وانگهى ,اگر تشيع ايرانيان به دليل ايرانى بودن مادر امام چهارم بود, پس بايد براى اوارج و احترام بيشترى قايل باشند, حال آن كه مادر امام چـهارم مقام بالاترى ازمادران ساير امامان (ع ) ندارد.حتى محققان شيعه نيز اصل داستان ازدواج امـام حسين با شهربانوى ايرانى را مردوددانسته اند.&lt;br /&gt;6- سيدجعفر شهيدى , على بن حسين , ص 18. (6) برخى از مستشرقان , مانند ادوارد بروان و كـريـستين نيز اين داستان را مجعول دانسته اند.&lt;br /&gt;7- استاد مطهرى , خدمات متقابل اسلام و ايران , ص 122, ج 1 و 2. (7) در اين مورد تنها يك روايت از ((كافى )) نقل شـده است كه آن هم به خاطر وجود ((عمر و بن شمر)) در سند حديث ضعيف شمرده شده است , زيـرا اين شخص را علماى رجال شيعه , مانند نجاشى و ابن غضائرى ضعيف و دروغگو دانسته اند.با فرض صحت داستان ياد شده , اگر ايرانيان صرفا به جهت حسن ملى گرايى , شيعه شدند بايد سنى بـاشند نه شيعه , زيرا اكثر علما و بزرگان اهل سنت , چه روساى مذاهب , يا ديگر علما و مورخان و مـفـسـران آنان , همگى ايرانى بوده اند. در حالى كه ايرانيان پيروى از اهل بيت پيامبر(ص ) را كه از اعراب اصيل هستند پذيرفته اند.از سوى ديگر, اگر ايرانيان تعصب به ايرانى بودن داشتند, مى بايد بـنـى امـيـه را هـم بـه انـدازه اهل بيت (ع ) پيامبر(ص ) دوست داشته باشند, زيرا در جنگى كه در زمان وليد بن عبدالملك رخ داد, دختر يزدگرد, به نام شاه آفريد, اسير شد و وليد بن عبدالملك با او ازدواج كـرد و يـزيـد نـاقص خليفه اموى متولد شد, اما هيچ ايرانى رانمى بينيم كه علاقه اى به بنى اميه داشته باشد.&lt;br /&gt;قسمتي از مقاله دكتر اميرحسين خنجي با عنوان "فاجعهء كربلا و ارتباط آن با اختلاف‌های خاندانی بنی‌اميه و بنی‌هاشم"اَعقابِ امام حسين از تنها فرزند زنده مانده‌اش علي اوسط بودند كه درسال 38 هجري در كوفه به دنيا آمده بود، و بعدها زين‌العابدين لقب يافت. قرنها بعد اين روايتِ بي‌اساس و بي‌مأخذ توسط كساني جعل شد كه گويا شهربانو دختر يزدگرد سوم در هنگام سقوط مدائن (تيسفون) به اسارت رفت و در تقسيم اسيران سهم امام علي شد و او ويرا به پسرش حسين داد، و زين‌العابدين از اين دختر به دنيا آمد. اين روايتِ مذهبي از اساس و پايه دروغين است. بين سقوط مدائن تا تولد زين‌العابدين 20 سال فاصله بود. مادر زين‌العابدين- بنا برگزارشي كه &lt;a href="http://www.katbalou.com/"&gt;کت بالو&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;آیا صحت دارد؟&lt;br /&gt;مي‌دانستيم كه "بي‌بی شهربانو" دختر يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساسانی است كه به اسارت مسلمين درآمد و در بازار مدينه فروخته شد و خريدار كه حضرت امام حسين(ع) بود، با او ازدواج كرد و امام "زين‌العابدين"(ع) نتيجه آن ازدواج است.&lt;br /&gt;نقل از &lt;a href="http://www.peiknet.com/1382/milla/page0/abas.tir.50.htm"&gt;سایت پیک نت&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نمی خواهم توضیحی اضافه کنم. در واقع می ترسم توضیحی اضافه کنم مبادا که اسباب رنجش دوستان معتقد گردد. واقعیت را بخوانید و قضاوت کنید. فروش انسان, برده داری, ازدواج با دختری که خانواده اش توسط شوهر کشته شده و کشورش توسط شوهر اشغال شده.قوانین کنونی سازمان ملل بسیار انسانی تر به نظر می رسد.از دل بی بی شهربانو چه کسی خبردارد؟ از دل بی بی شهربانو ها چه کسی خبر دارد؟چه به سر ایران آوردند و می آورند؟..چه بر سر زنان آوردند و می آورند.بر باعث و بانی هر چه ظلم است لعن و نفرین باد. درباره کیستی باعث و بانی خودتان تصمیم بگیرید, من بحثی نمی کنم.درود به آفریننده عشق و حقیقت و انسانیت. سلام به راستی و صداقت و پاکی. دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار.&lt;br /&gt;&lt;a name="more"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://persia-khaabgard-shodeh.blogspot.com/"&gt;http://persia-khaabgard-shodeh.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;پس از شکست سپاه ایران از اعراب، شهربانو دختر یزدگرد ساسانی اسیر گردید و به مدینه فرستاده شد. در آنجا به امر عمر، به ازدواج حسین ابن علی، امام سوم شیعیان درآمد و ثمراین ازدواج تولد چهارمین امام شیعه بود. پس از پایان جنگ کربلا، شهربانو بنا بر وصیت امام حسین، بر ذوالجناح سوار شد و به سوی ایران گریخت. کوشش وسواران یزید در رسیدن به او به جایی نرسید و شهربانو یکسره از کربلا تا نزدیکی تهران اسب راند. در آنجا در حالی که نزدیک بود به دست اعراب اسیر شود برای کمک فریاد کشید ولی به جای آنکه بگوید "یا الله"، فریاد "یا کوه" از گلویش بیرون آمد. در همین هنگام کوه شکافت و شهربانو با اسب خود وارد آن شد. بلافاصله شکاف کوه به جای خود برگشت در حالی که فقط گوشه روسری شهربانو از آن بیرون مانده بود. این مکان همان مقبره بی‌بی شهربانوست. "مری بویس" در تحقیقی در همین رابطه می‌گوید محلی که اکنون به عنوان مقبره بی‌بی شهربانو و زیارتگاه زنان است، یکی از پرستشگاه‌های قدیمی زردشتیان است که آنجا به پرستش آناهیتا می‌پرداخته‌اند. وی به چند مزار زردشتی دیگر که در کوههای اطراف یزد پراکنده‌اند اشاره کرده است. به نظر او پس از شکست ایران از اعراب، خانواده یزدگرد سوم، یعنی همسر و دخترانش، به دشت‌های اطراف یزد فرار کردند ولی آنجا نیز در امان نماندند و سپاهیان عرب به دنبال آنان آمدند. اما هر بار در آخرین لحظه، قبل از آنکه اسیر عربان شوند، کوه و یا صخره سنگی بزرگ دهان باز کرد و یکی از آنان را در خود فرو برد. زن یزدگرد در دشتی در شرق یزد فرورفت. این محل‌ها اکنون زیارتگاه زردشتیان و از جمله پرستشگاه‌های آناهیتا است که با نام‌هایی مثل پیر خضر، پیر سبز و یا پیر الیاس، از خطر ویرانی محفوظ مانده‌اند.نظری به فلسفه این ازدواج بیاندازیم. یزدگرد ساسانی که نسب خود را به هخامنشیان و نیز نخستین پادشاهان ایرانی می‌رساند لازم است که به نوعی نقش خود را دریکی از اصول مذهب شیعه یعنی "امامت"، ثبت نماید. مخصوصا لازم است فره ایزدی که به اعتقاد ایرانیان همواره با پادشاه است، به خانواده امامت منتقل گردد (سندیت دوجانبه بخشیدن به امامت). در ایران باستان، داشتن فره ایزدی برای آنکه پادشاهی بتواند حکومت کند از ضروریات بوده است. عنوان شاه ، خدایگان، سرور، پیشوای جهان و راهبر مردمان به جهان روحانی بوده است. یعنی همان عنوانی که ائمه و یا ولی فقیه از آن برخوردار هستند (ذکر عنوان شاهزاده برای امام هشتم بی علت نیست.)از نظر تداوم پرستش معبد آناهیتا نیز این داستان حائز اهمیت است زیرا در آثار زردشتی، از آناهیتا به "بانو" یاد می‌شود. این معبد بدون تردید تا سالها پس از نفوذ اسلام پرستشگاه زردشتیان بوده تا آنکه به چنین عاقبتی گرفتار آمده و شناسنامه‌ای برای حیات خود پیدا کرده است&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bazgasht.net/"&gt;http://bazgasht.net/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.sharghian.com/mag2/archive/005821.html"&gt;http://www.sharghian.com/mag2/archive/005821.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باور بسیاری از مسلمانان این است که شهربانو دختر یزدگرد ساسانی همسر امام حسین (ع) بوده و گاه حتی به این مسئله افتخار هم می ورزند که حسین (ع) داماد ایرانیان بوده است و بنابراین بعد از کشته شدنش ایرانیان بسیار غمگین شده اند و هر سال مراسم عزاداری برپا می کرده اند. و اما حقیقت چیست ؟ آیا واقعا حسین (ع) شوهر شهربانو بوده و یا این داستان ساخته و پرداخته ی ذهن "شعوبیون"(۱) است ؟&lt;br /&gt;علامه مجلسی در بحار الانوار (ج۱۱-ص۴) می گوید: "مادر امام سجاد(ع)، شهربانو دختر یزدگرد ساسانی بوده است که در زمان عمر و در جنگ های ایران و اعراب اسیر و به مدینه آورده شد. از او تنها یک پسر به دنیا آمد که سجاد (ع) است."&lt;br /&gt;در این قصه تصریح شده است که شهربانو از اسرای مدائن است و عمر قصد داشت او را بکشد و حضرت امیر (ع) نجاتش داد. پیداست سازندگان این داستان که ایران پرستان بوده‌اند خواسته اند علی را در برابر عمر که دشمن ساسانیان و شکست دهنده‌ی سپاه یزدگرد است، طرفدار ساسانیان جلوه دهند ولی متوجه نشده اند که اگر سجاد (ع) نوه‌ی یزدگرد است و دختر شهربانو، پس باید حسین (ع) در سال ۱۸ ازدواج کرده باشد (در سن 15 سالگی) در حالی که سجاد (ع) در سال ۳۸ متولد شده است.&lt;br /&gt;حال اگر هر دو اشتباه بالا را تایید کنیم اشکال دیگری پدید می‌آید و آن اینکه میان شکست یزدگرد و اسیر شدن خانواده‌اش ۲۰ سال فاصله می‌افتد. و تصریح هم شده که شهربانو جز سجاد (ع) فرزندی نیاورده است.&lt;br /&gt;علامه‌ی مجلسی که متوجه عیب کار شده، راه حلی به نظرش می‌رسد و می‌گوید: "بعید نیست که در این روایت کلمه‌ی عمر تصحیف کلمه‌ی عثمان باشد. یعنی قضیه در زمان عثمان اتفاق افتاده اما اشتباهی بجای عثمان، عمر نوشته اند.&lt;br /&gt;دنباله‌ی روایت که از امام صادق (ع) نقل می‌شود این چنین است:&lt;br /&gt;علی فقال: چه نام داری ای کنیزک ؟دختر یزدگرد قالت: جهانشاهفقال:بل شهربانو یهقالت:تلک اختیقال: راست گفتی!&lt;br /&gt;راوی نمی‌دانسته بر فرض که علی (ع) با دختر یزدگرد فارسی هم حرف بزند، با این فارسی ای که علی حرف می‌زند شهربانو اصلا نمی‌فهمد، چرا که حضرت به فارسی دری صحبت می‌کند که چند قرن بعد از اسلام زبان ایرانیان شد و بلا گویش محلی مردم خراسان بود و دختر یزدگرد به زبان پهلوی ساسانی حرف می‌زده. از همه جالب تر اینکه علی (ع) به فارسی دری با شهربانو حرف می‌زند و شهربانو عربی جواب می‌دهد.&lt;br /&gt;و جالب تر توجیه مجلسی است از اینکه چرا وی نامش جهان شاه است و علی آن را تغییر می‌دهد، مجلسی می گوید: "برای اینکه شاه از اسامی خدا است! چنان که در خبر آمده علت (ع) نهی از بازی شطرنج این است که می‌گویند: "شاه مات شد". به خدا قسم که شاه مات نمی‌شود!&lt;br /&gt;حدیثی از سجاد (ع) نقل شده که می گوید: "من پسر دو برگزیده‌ی برترم.(جدش رسول خدا و مادرش دختر یزدگرد پادشاه) : و ان غلاما بین کسری و هاشم / لا کرم من ینطت علیه التمائم (پسر بچه ای در میان خسرو و هاشم / گرامی ترین کسی که بر او حزر های چشم زخم بسته اند)&lt;br /&gt;تفاخر امام به نواده‌ی شاه ساسانی با روح شیعه مغایر است که برتری نژادی و قومی با روح اسلام متضاد است. از پیامبر هم این وسط نقل شده که: "از میان بندگان خدا، دو نژاد برتر برگزیده است، از عرب قریش و از عجم فارس (یعنی ایرانی ها، قوم پارس که ساسانیان از آنهایند)&lt;br /&gt;شهربانو می گوید: "من قبل از ورود لشکر مسلمین به ایران مسلمان شدم! شبی خواب دیدم که حضرت محمد (ص) و امام حسین (ع) به خانه ی من (کاخ یزدگرد) آمدند و او در خواب مرا با امام عقد کرد. شب دیگر فاطمه (س) آمد و مرا به اسلام خواند و مسلمان شدم."&lt;br /&gt;نکته ی جالب در این روایت اینجاست که اول محمد (ص)، حسین (ع) را با شهربانو عقد می کند (ازدواج یک مسلمان و یک غیر مسلمان) و شب بعد فاطمه (س) او را به اسلام دعوت می‌کند. راوی از بس عجله داشته اول مراسم ازدواج را می‌سازد و بعد مراسم مذهبی ورود او را به اسلام!&lt;br /&gt;و این گونه مرد هاشمی با دختر ساسانی ازدواج می کند (پیش از آنکه مسلمان شود و نه به عنوان یک مرد مسلمان و یک زن مسلمان) قومیت رفته در اسلام آمده پنهان می‌شود، سلطنت ساسانی با نبوت اسلامی پیوند می‌خورد و فر ایزدی با نور محمدی در‌می آمیزد.&lt;br /&gt;غالب اسلام شناسان و ایران شناسان بزرگی که به این گونه روایات ایرانی مآب هم گرایش دارند تا اصالت نهضت اسلام را خدشه دار کنند، آنرا مجعول دانسته اند. مثل هرمان آته، ادوارد براون و کریستینسن.&lt;br /&gt;همچنین این دو روایت از ۱- ابراهیم بن اسحاق احمری نهاوندی که از نظر اعتقاد دینی مشکوک و متهم است و ۲- عمروبن شمر که از نظر علم الرجال شیعه کذاب و جعال وصف گردیده نقل شده است.&lt;br /&gt;شعوبیان به این هم اکتفا نکردند و شخصیت مجعول دیگری ساختند با عنوان"کیهان بانو" خواهر شهربانو! و این چنین کیهان بانو می شود مادر مادربزرگ امام صادق (ع). در حالی که در منابع عربی هیچ نشانی از او نیست.(۲) در خصوص شهربانو هم، با همان سرعتی که وارد تاریخ می‌شود، با همان سرعت هم خارج می‌شود و دیگر اثری از او در هیچ یک از ماجراهای مربوط به حسین (ع) نمی‌بینیم.&lt;br /&gt;این گونه با یک بازی ماهرانه قومیت ایرانی و سلطنت رو به زوال رفته‌ی ساسانی احیا می‌شود و شهربانو با همکاری محمد (ص) و فاطمه (س) (۱۸ سال پس از مرگش!) و علی (ع) و حسین (ع) وارد خاندان اهل بیت (س) می‌شود و به ازدواج حسین (ع) در می آید که سلسله‌ی امامت از نسل اوست و همسر حسن (ع) نمی‌شود که فرزندان او امام نیستند!&lt;br /&gt;همسر پیغمبر هم نمی‌شود که اگر می‌شد یک همسر عادی مثل بقیه همسران او به حساب می‌آمد. این گونه شهربانو با تنها فرزندی که به دنیا می‌آورد (و اتفاقا آن هم پسر است!) ‌و باز هم اتفاقا اسمش سجاد، نسل امامت را ادامه می‌دهد.&lt;br /&gt;و اینکه چرا این دروغ آشکار توسط "نهضت شعوبیه" ساخته و پرداخته شد، می‌توان به اختصار به علل زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;۱- عمر که منقرض کننده‌ی حکومت ساسانی است در اینجا در مقابل علی (ع) مظهر اسلام و سرسلسله‌ی اهل بیت قرار می‌گیرد و محکوم می‌شود.۲- انقراض ساسانیان به عمر نسبت داده می‌شود نه اسلام.۳- خلافت با سلطنت ساسانی مخالف است اما امامت مدافع آن است.۴- تسنن (عمر) دشمن سلطنت ساسانی و تشیع (علی) دوستدار آن است.۵- ورود ایران به اسلام پس از فتح مدائن به وسیله‌ی عمر و نتیجه‌ی ورود مسلمین به ایران نیست، نتیجه‌ی ورود پیغمبر اسلام و دخترش فاطمه (س) به مدائن و آمدن به کاخ یزدگرد و عقد دخترش و دعوت او به اسلام است.۶- یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی که به وسیله‌ی عمر رانده می‌شود و از برابر سپاه خلیفه می‌گریزد، به وسیله‌ی شخص پیغمبر بر‌می‌گردد و وارد اهل بیتش می‌شود و در کنار پیغمبر یکی از دو سرسلسله‌ای می‌شود که دودمان نبوت را می‌سازد.۷- همه‌ی فضائل و مناقب ائمه‌ی اهل بیت بین تبار پیغمبر اسلام و تبار یزدگرد ساسانی تقسیم می‌شود.۸- تداوم امامت سجاد (ع) تا مهدی موعود (عج) تداوم سلطنت ساسانی را در بر می‌گیرد.۹- نور محمدی که از نور الهی منشعب شده با فره ایزدی که در تبار ساسانی است و از اهورامزدا سر زده به هم می‌آمیزد.۱۰- در ولایت ائمه که حکومت حقیقی شان تا پایان خلقت بر زمین و آسمان جاری است، سلطنت ساسانی نیز وجود دارد.(۳)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111640182592802159?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111640182592802159/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111640182592802159&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111640182592802159'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111640182592802159'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/05/blog-post_18.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111623623724327861</id><published>2005-05-16T02:34:00.000-07:00</published><updated>2005-05-16T02:37:17.250-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;در صفحه ایرانگردی مقاله ای گذاشته ام در مورد بی بی شهر بانو. اما به جز بی بی شهر بانو تعداد شاهان و شاهزادگانی که مقبره شان در استان تهران به شکل دست نخورده و سالم باقی مانده است زیاد نیست. اگر سری به بازار تهران بزنید با کمی جستجو می توانید آرامگاه لطفعلیخان زند قهرمان تاریخی جنگهای چریکی ایران را که توسط آغا محمد خان قاجار کور و شهید شد بیابید. در آینده گزارشی از زندگی و وضع فعلی آرامگاه وی در بازار برایتان خواهم نوشت.&lt;br /&gt;مقبره رضاشاه تا پیش از انقلاب در شاهزاده عبدالعظیم قرار داشت. متاسفانه امروز کمتر کسی میداند که آرامگاه او کجاست. اصولا سر گذشت جسد او بسیار ناراحت کننده است. جسد او پس از آنکه در جزیره موریس فوت کرد به ژوهانسبورگ واقع در آفریقای جنوبی منتقل شد. سپس به مصر برده شد و تا پایان جنگ دوم جهانی در مسجد رفاعی موقتا نگهداری شد. (مسجد رفاعی جایی است که هم اکنون جسد محمد رضا پهلوی در آن دفن شده است.) طی مدتی که جسد رضاشاه در مسجد رفاعی بود توسط ملک فاروق برادر فوزیه همسر اول شاه مورد دستبرد قرار گرفت و شمشیر جواهر نشان آن به سرقت رفت. بعد ها این شمشیر در عکسها به کمر ملک فاروق آویخته مشاهده شد. همین موضوع سوژه زخم زبانهای بسیاری برای فوزیه شد که سر انجام کار به جدایی کشید.&lt;br /&gt;رضاشاه در آرامگاه دائمی خود در شاه عبدالعظیم فقط بیست سال آرامش داشت. با وقوع انقلاب ایران این مقبره تخریب شد و مدتی نیز بجای آن (به دستور آیت الله خلخالی) سرویس بهداشتی ساخته شد. امروزه فقط برخی خادمان قدیمی حرم عبدالعظیم از محل واقعی جسد خبر دارند.&lt;br /&gt;گور برخی از شاهان قاجار از جمله ناصرالدین شاه نیز در همان حرم عبدالعظیم قرار دارد.متاسفانه محل دقیق آنها را تا کنون ندیده ام و چنانکه کسی خبری دارد مشتاقم که درباره آنها بیشتر بدانم.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111623623724327861?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111623623724327861/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111623623724327861&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111623623724327861'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111623623724327861'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/05/blog-post_16.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111580766765880211</id><published>2005-05-11T03:33:00.000-07:00</published><updated>2005-05-11T03:34:27.666-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;اينكه برخي از كانديدا هاي رياست جمهوري، حرفهاي طنز ميزنند، آدم را به فكر مي اندازد كه يك مطلب تازه در صفحه هزل و طنز بنويسد. ولي چون موضوع جدي تر از اين حرفهاست، يه هو ميبيني مطلب جدي شد و توي همين صفحه اصلي دامون قرار گرفت.&lt;br /&gt;يكي از كانديدا هاي چپگراي رياست جمهوري آقاي كروبي است. ايشان اخيرا وعده اي داده اند كه تن و بدن همه چپگراهاي دنيا بعد از هفتاد سال توي قبر لرزيده است. ايشان با الهام از تعاليم مقدس اسلام به اين نتيجه رسيده اند كه مرحوم لنين بد هم نمي گفت كه همه مردم بايد حقوق بگير دولت باشند. لذا طرحي ارائه فرموده كه دولت به همه جوانها ماهي پنجاه هزار تومان پول تو جيبي بدهد. حالا اينكه چرا به پيرها پول تو جيبي نمي دهند خودش سوژه ايست. به قول مرحوم ايرج ميرزا&lt;br /&gt;به تخمت گر همه پيران بميرند&lt;br /&gt;اگر مردند هم مردند، پيرند&lt;br /&gt;چند وقت پيش برايم يك اس ام اس آمده بود كه مي گفت جناب آقاي فرش باف (كه البته هيچ ارتباطي هم به سردار قاليباف خودمان ندارد) شبي در خواب مرحوم رضاخان مير پنج (رضا كچل آلاشتي بي سواد سابق و رضا شاه كبير اسبق) را ديده بود كه به او مي گفته فلاني، اگر روزي مردي بي زحمت يك عينك دودي برايم به اين دنيا بياور. آقاي فرش باف فرموده آخه عينك دودي مي خواهي چيكار؟ و ايشان پاسخ داده از بس مردم توي تاكسي گفتند نور به قبرش بباره، اينجا شده عين صحنه تياتر&lt;br /&gt;سردار قاليباف، يكي ديگر از كانديدا هاي رياست جمهوري، ظاهرا شباهتهايي ميان خودشان با رضا خان مشاهده كرده اند. منتهي از نوع رضاخان حزب اللهي. تصور كنيد قيافه رضا خان را با آن قد بلند و سر بي مو، ولي اين بار با چفيه چهارخانه و بلوز سفيد يقه بسته و ريش و تسبيح. نه. اصلا دوست ندارم رئيس جمهور كشورم اين شكلي باشد. خيلي زشت و بي كلاس است.&lt;br /&gt;از طرفي سردار قاليباف نفرموده اند كه قرار است چه چيزشان شبيه رضا خان باشد. براي اينكه به ايشان كمكي كرده باشم كه تعيين كنند قرار است چه چيزشان شبيه رضا خان باشد پاره اي از مشخصات رضا خان را يادآوري ميكنم. ايشان خودشان مشخصات مورد نظر را كه وجه تشابهشان است، تيك بزنند.&lt;br /&gt;رضا خان قدش يك متر و نود سانت بود. رضا خان كمي تا قسمتي كچل بود. رضا خان سيبيل داشت. رضا خان اخمو بود. رضا خان قوميت هاي تركمن و عرب ها را قتل عام كرد و كرد ها و بختياري ها را به سراسر ايران تبعيد ساخت. رضا خان كليه مخالفانش را به قول خودش تخته قاپو مي كرد و چون خودش يك نظامي بود به امراي نظامي زير دستش علاقه و اطمينان عجيبي داشت. به گونه اي كه اگر يك فرد عادي از يكي از نظاميان او شكايت مي كرد، فرد شاكي را آنقدر چوب مي زد تا مي مرد. رضا خان شش تا زن داشت (قابل توجه خانواده كانديد مزبور براي تحقيق). رضا خان كشف حجاب اجباري را باب كرد و اماكن مقدسه را به گلوله بست. رضا خان عده زيادي از روحانيون را كشت.&lt;br /&gt;و بالاخره دوست و دشمن معتقدند كه رضا خان را انگليس ها آوردند.&lt;br /&gt;البته رضا خان در كارهاي عمراني رو دست نداشت. شايد از هيچ پادشاهي  چه قبل و چه بعد از او (به غير از شاه عباس كبير) اينهمه آثار و ابنيه و راه و پل و تونل و سد و راه آهن و هتل و مهمانسرا و ....... به يادگار نمانده باشد. ولي به نظر نمي رسد كانديداي مزبور منظورشان از شباهت اين نكته باشد. دوستان كانديداي مزبور با بهترين ماشين آلات راهسازي، يازده سال مشغول گشاد كردن تنها يك تونل بودند كه رضا شاه نود سال پيش با بيل و كلنگ و قاطر آنرا در چند ماه ساخته بود.&lt;br /&gt;دكتر مصطفي معين ديگر كانديد رياست جمهوري است. او كه همانند آقاي خاتمي، پيش از كانديد شدن يك بار استعفا داده، درست پا جاي پاي خاتمي گذاشته است. ظاهرا رسم استعفا از وزارت پيش از كانديداتوري دارد كم كم جا مي افتد. از ميان كل نفوس مملكت، بعد از آقاي خاتمي او دومين كسي است كه معتقد است قانون اساسي فعلي كاملا بي نقص است. به عقيده من كساني كه حوصله شان طي هشت سال اخير از حرفهاي آقاي خاتمي سر نرفته است، احتمالا به ايشان راي مي دهند. البته بايد دانست كه آقاي معين بر خلاف آقاي خاتمي تو دهن يخي دارند و اصلا حرفهايشان به قشنگي حرفهاي آقاي خاتمي نيست. اينكه در مورد ايشان و آقاي خاتمي فقط در مورد استعفا و چگونگي حرف زدنشان گفتم، زياد به دل نگيريد. آخر هر دويشان كار ديگري تا كنون انجام نداده اند كه قابل بحث و بررسي باشد.&lt;br /&gt;وقتي يك نفر مهندسي ترافيك خوانده باشد، شهردار تهران هم باشد و با كلي وعده پس از ماهها نتواند گره ترافيك شهر تهران را باز كند، به نظر شما بايد چه كار كند؟ خوب معلوم است مي رود كانديد رئيس جمهوري مي شود. از همان روزي كه آقاي احمد نژاد شهردار تهران شد و صدا و سيما به جاي طنز شبانه، به پخش ملاقاتهاي مردمي و ژست هاي عامه پسندانه و دعاي خير پيرمردها و پيرزنان براي ايشان پرداخت، فهميدم قرار است كانديد شوند. اما چون احتمالا راي نمي آورند من هم زياد برايشان قلم فرسايي نمي كنم. خود ايشان هم در سايتشان از من كمتر راجع به خودشان حرف زده اند. البته دليلشان براي اينكار معلوم است. ديكته ننوشته كه غلط ندارد.&lt;br /&gt;دكتر علي اكبر ولايتي، از برو بچه هاي اختياريه تهران است. براي گفتن از كار آمدي ايشان همين بس كه تا ايشان وزير امور خارجه بودند، تغريبا با همه كشور هاي شناخته شده دنيا دشمن بوديم. البته حساب كشورهاي شناخته نشده ولي دوست و برادري مانند بوركينافاسو و سيرالئون كاملا جداست. ايشان دستي هم از دور در ماجراي صدور خيارشور با طعم موشك به كشور بلژيك و پيامدهاي آن در دادگاه ميكونوس داشته اند كه.... بگذريم. خاطرم هست كه ايشان يك بار در زمان حيات امام خميني به دليلي نياز به حمايت ايشان (ولو در حد يك جمله مثبت) داشتند كه امام همان يك جمله را هم از ايشان دريغ كردند.&lt;br /&gt;سردار سازندگي بالاخره بعد از ماهها كرشمه سياسي تشريف آوردند. سيد ابراهيم نبوي در اين خصوص گزارش كرده كه همزمان با اعلام حضور رسمي ايشان، عده اي گفته اند&lt;br /&gt;گل در اومد از حموم&lt;br /&gt;عروس در اومد از حموم&lt;br /&gt;البته دفعه قبل براي كسب كرسي وكالت مجلس، بعد از اينكه ايشان باز هم با همين كرشمه سياسي بعله بلند و بالاي خود را سر دادند. داماد كه همان مردم هميشه در صحنه و شهيد پرور تهران باشد در پاسخ به سئوال ايشان كه پرسيدند وكيلم؟ گفتند نه......خير....&lt;br /&gt;نمي دانم فرق ساختمان معمار ساز را با ساختمان مهندسي ساز ميدانيد يا نه؟ معمار و مهندس هر دو سازندگي ميكنند اما اين كجا و آن كجا. ياد آوري مي شود در ساواك پيش از انقلاب ايشان را به عنوان معمار مي شناخته اند.&lt;br /&gt;آقاي محسن رضايي كه از فرماندهان جنگ بوده اند و بنا بر يك روايت تاييد نشده يك بار سيلي محكمي توي گوش مرحوم صياد شيرازي زده اند، هم كانديد شده اند. ولي خودمانيم خيلي زشت مي شود كه همه بگويند پسر رئيس جمهور ايران به آمريكا (شيطان بزرگ سابق و كشور دوست و برادر آمريكاي اسبق) پناهنده شده است.&lt;br /&gt;آقاي لاريجاني كه ظاهرا مذاكراتشان با شيطان در جهنم چندي است كه به نتيجه رسيده است، در ميان كانديدا هاي رياست جمهوري همچون نگيني مي درخشند. اگر روزي روزگاري ايشان رئيس جمهور شدند، پيشنهاد ميكنم كابينه خود را به شرح زير تشكيل بدهند&lt;br /&gt;مهران مديري: وزير فرهنگ و آموزش حرفهاي زشت&lt;br /&gt;محمد حسيني: وزير حفاظت از حيوانات و چوب زدن توي سر شتر مرغها&lt;br /&gt;منوچهر نوذري: سخنگوي دولت پاسخگو و وزير از كي بپرسم&lt;br /&gt;حيدري: وزير لجن مال كردن ديگران&lt;br /&gt;عادل فردوسي پور: رئيس سازمان تربيت بدني&lt;br /&gt;جمشيد هاشم پور: وزير مبارزه با مواد مخدر&lt;br /&gt;خوش ركاب: وزير راه و ترابري&lt;br /&gt;عمو پورنگ: وزير آموزش عالي و متعالي&lt;br /&gt;هديه تهراني: وزير بهداشت و درمان دردهاي بي درمان&lt;br /&gt;براي بعضي ها مثل مهر عليزاده اصلا حيف است آدم بخواهد چيزي بنويسد. خيلي دلم مي خواست تعداد كانديدا ها كمتر از اينها بود. ولي يكي دوتا اسم كار درست بينشان بود. مثلا ..... نه اسم نمي برم.&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111580766765880211?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111580766765880211/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111580766765880211&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111580766765880211'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111580766765880211'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/05/blog-post_11.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111571578021428819</id><published>2005-05-10T02:00:00.000-07:00</published><updated>2005-05-10T02:03:00.223-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مقدمه:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;حصول به دموكراسي پايدار، اسباب و لوازمي مي خواهد كه بدون وجود آنها دموكراسي پايدار محقق نخواهد شد. بسياري از كشورهاي جهان دموكراسي هاي گذرا و نا پايدار را به سختي تحصيل كرده اند و به راحتي نيز از دست داده اند. نمونه آنرا شايد در تاريخ كشور خودمان هم بتوان ديد.&lt;br /&gt;گاهي ميان حصول دموكراسي و پيشرفت، خلط مبحث مي شود. دموكراسي مقوله اي است كه اگرچه تعارضي با پيشرفت ندارد ولي پيش نياز پيشرفت هم نيست. رابطه دموكراسي با فرهنگ و اقتصاد حتي برعكس اين است. بدين ترتيب كه ايجاد دموكراسي در جامعه بي فرهنگ و فقير مي تواند به ديكتاتوري حاد بيانجامد. نمونه چنين جوامعي را در ميان كشورهاي آمريكاي لاتين به وفور مي توان مشاهده كرد. كشورهايي كه روساي جمهورشان فقط با يك كودتا و از ميان نظاميان ناراضي مشخص مي شوند.&lt;br /&gt;قدرت و امنيت نيز از ديگر لوازم دموكراسي است. كشورهاي ضعيف به راحتي توسط كشورهاي قوي تر قابليت اشغال يا حتي ترعيب دارند. هر كشور خارجي در كشور ديگر منافعي دارد كه حاضر است براي تحقق آن تلاش كند. بنابراين تلاش براي تحقق دموكراسي پيش از يافتن قدرت جهاني، تلاشي بيهوده است. بنابر اين براي ايجاد دموكراسي در يك كشور ابتدا بايد سطح فرهنگ، اقتصاد، قدرت نظامي و امنيتي كشور بالا رود تا بتوان اميدوار به تحقق دموكراسي بود.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;فرهنگ:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;بدون اينكه قصد توهين به كسي را داشته باشم مثالي ميزنم. اگر تا كنون گله هاي گوسفند را ديده باشيد مي دانيد كه تا اولين گوسفند كه معمولا عاقل ترين گوسفند هم نيست، از نهر آب مي جهد، سايرين نيز به او تاسي مي كنند. نمي دانم گله هاي گوسفند در آمريكا نيز چنين هستند يا نه؟ ولي قطعا مردم آمريكا چنين نيستند. هر قدر هم به خود دلداري بدهيم كه آنان مشتي همبرگر خور چاق بي خاصيتند، بايد بپذيريم كه از ما با فرهنگ ترند. چرا؟&lt;br /&gt;بياييد مثالي بزنم. فرض كنيد آقاي مايكل مور يك ايراني بود و فيلم فارنهايت 11/9 را هم در باره ريس جمهور محبوب ما ساخته بود. گمان ميكنيد چه اتفاقي مي افتاد؟ به نظر من اول از همه اين فيلم ركورد فروش فيلم را در دنيا مي شكست. احتمالا در سينما هاي ايران جاي سوزن انداختن وجود نداشت. در گيري هم از همين جا شروع مي شد. مردم براي اينكه ثابت كنند پيام فيلم را درك كرده اند، پرده سينما ها را آتش مي زدند. چند نفر از دوستان سعيد عسگر، همان تروريستي كه چون محكوم شد آزاد شد، براي جلوگيري از تهاجم فرهنگي سينماها را آتش مي زدند. (كاري كه اسلاف وي با سينما ركس آبادان كردند) مردم شيشه چند بانك را مي شكستند. عده اي در درگيري ها كشته مي شدند و در نهايت به سلامتي و ميمنت انقلاب مي شد و آقاي مايكل مور هم به عنوان ريس جمهور جديد قسم ياد مي كرد.&lt;br /&gt;به نظر شما با چنين سطح فرهنگي لياقت دموكراسي را داريم؟ لياقت داريم كه مجاز به توليد فيلمهاي مشابه فيلم مايكل مور باشيم؟ به نظر شما اگر چنين اتفاقي مي افتاد، چند سال بعد ماجراي خوكها در قلعه حيوانات تكرار مي شد؟&lt;br /&gt;نمي دانم چند سالتان است و آيا يكي دوسال اول انقلاب را به خاطر مي آوريد يا خير. سالهايي كه با حجاب و بي حجاب به خوبي و خوشي در خيابان با هم يكسان راه مي رفتند. مجاهدين و فداييان خلق روزنامه قانوني منتشر ميكردند و آزادانه عضو مي گرفتند. ريس جمهور فراري بني صدر در روزنامه اش (انقلاب اسلامي) سر مقاله هاي آنچناني مي نوشت. مرحوم بازرگان روزنامه ميزان را منتشر مي كرد. مرحوم طالقاني در تلويزيون به تفسير موضوعي قرآن مي پرداخت. مرحوم بهشتي حزب جمهوري اسلامي را راه انداخته بود. امام خميني معتقد بود روحانيت كمترين دخالت را در امور مملكت داري بكند. و خلاصه همه اهالي مزرعه جونز به خوبي و خوشي جشن شادي مي گرفتند و قوانين مزرعه نيز محدود بود به «دوپا بده و چهار پا خوبه». (اگر اين قسمت را نفهميديد به كتاب جورج اورول به نام مزرعه حيوانات مراجعه كنيد) در هر حال ايران جز براي عده اي گلستان بود و كسي با كسي بد نبود.&lt;br /&gt;هر حركت انقلابي براي نيل به دموكراسي كه بستري فرهنگي نداشته باشد به همين سر نوشت محكوم است.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;امنيت و قدرت:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;گمان مي كنيد كه از موقعي كه مرحوم بوليوار به زور اسلحه و شورش به كشورهاي آمريكاي لاتين استقلال بخشيد، كشور كوچكي مثل پاناما، چند ريس جمهور عوض كرده است؟ براي اينكه كمكتان كرده باشم مي گويم اسم كوچك حداقل پنج، شش نفرشان خورخه و به همين تعداد ميگوئل و مانوئل و لوييس و...... بوده است. همه آنها هم بلا استثنا نظامي بودند و با كودتاي نظامي به قدرت رسيدند. كتاب تن تن و پيكاروها را به خاطر داريد؟ ژنرال آلكازار و ژنرال تاپيوكا را؟ اين وضع هميشگي كشورهاي ضعيف است. گاه عمر برخي از اين حكومت ها به يك هفته هم نمي رسد.&lt;br /&gt;در هر كشور در پيتي چند همسايه و يكي دو ابر قدرت و چندين قدرت منطقه اي منافعي دارند كه اگر احساس كنند آن كشور ضعيف است بلا فاصله در آن انقلاب راه مي اندازند و يا به آن حمله نظامي مي كنند. بنابر اين بدون وجود يك ارتش سالم و قوي بايد فكر دموكراسي را از سر بيرون كرد.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;اقتصاد:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;يكي از كانديدا هاي فعلي رياست جمهوري در كشور، قول داده اند كه در صورت انتخاب، به هر جوان ماهانه پنجاه هزار تومان پول تو جيبي بدهند. البته ايشان خيلي ولخرجي مي كنند. چرا كه به ايشان قول مي دهم راي برخي از مردم را حتي با يك چلوكباب دو هزار توماني نيز بشود خريد. تازه بيشتر هم به چشم مي آيد!&lt;br /&gt;در كشوري كه يك نامزد انتخابات را بخاطر چنين توهين آشكاري اعدام نمي كنند، حتما وضع اقتصادي مردم خراب است و گفتن چنين حرفي هم كمك به همنوع محسوب مي شود و نه خريد راي. فرض كنيد در كشوري همه پايه هاي دموكراسي محكم باشد و فقط پايه اقتصادش بلنگد. انتظار داريد پولدار ترين و دست به جيب ترين فرد ريس مملكت نشود؟ آنهم در شرايطي كه مي توان راي را به راحتي خريد.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;موخره:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;با توجه به همه آنچه كه گفتم فكر مي كنيد حصول دموكراسي در ايران چند سال ديگر طول بكشد؟ بياييد يك نگاهي به برخي كشورهايي كه به دموكراسي پايدار دست يافته اند بكنيم. آمريكا پس از جنگهاي طولاني شمال و جنوب خود به دموكراسي دست يافت. ايتاليا، آلمان و ژاپن با شكست در جنگ جهاني دوم دموكرات شدند و فرانسه پس از شكست و تبعيد ناپلئون از انگليس ها انقلاب كرد. حتي افغانستان و عراق پس از شكست از آمريكا به يك انتخابات آزاد دست پيدا كردند. چه تشابهي!!!&lt;br /&gt;نتيجه غير فني و تجربي اينكه لازمه دموكراسي شكست در يك جنگ است. با توجه به اينكه ايران در جنگ با عراق تن به شكست داد پس خوشبختانه در حال حاضر شرط لازم وجود دارد.&lt;br /&gt;اما مشكل اينجاست كه علي رغم اينكه كشور از لحاظ نظامي به توسعه رسيده است، هنوز به غناي فرهنگي و اقتصادي لازم براي حصول به دموكراسي دست نيافته است.&lt;br /&gt;از نقطه نظر اقتصادي مي توان اميدوار بود با توجه به افزايش فعلي درآمد دولت و به شرط حفظ و استمرار آن آينده روشني در منظر نظر تصوير شود. البته مشروط به توزيع عادلانه آن.&lt;br /&gt;از ديگر سو خوشبختانه ظهور علم سايبر موجب شده تا بتوان به سرعت به غناي فرهنگي رسيد. تنها مشكل هزينه بالاي آن براي عموم است. بنابراين بايد براي رايگان نمودن آن دولت را به چالش كشيد.بزرگترين بهانه دولت در رايگان ننمودن ارتباط اينترنت، اشتغال جزئي است كه اين كار پديد مي آورد. در علوم مهندسي صنايع مبحثي وجود دارد به نام آناليز اقتصادي. با توجه به اين مبحث، درآمد اشتغال مزبور در مقابل كاهش هزينه هاي آموزشي و درآمدهاي فرهنگي رقم مسخره اي را تشكيل ميدهد. حساب سرانگشتي دامون به نسبت 88970000/1 رسيده است. شما هم حساب كنيد.&lt;br /&gt;برآورد دامون، براي حصول به يك دموكراسي پايدار بسيار خوشبينانه و در حدود بيست سال است. شما چطور؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111571578021428819?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111571578021428819/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111571578021428819&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111571578021428819'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111571578021428819'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/05/blog-post_10.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111563392878117117</id><published>2005-05-09T03:15:00.000-07:00</published><updated>2005-05-09T03:18:48.786-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>صفحه هزل و طنز با مطلبی در مورد ایرج پزشکزاد به روز شد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111563392878117117?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111563392878117117/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111563392878117117&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111563392878117117'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111563392878117117'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/05/blog-post_09.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111530616262350018</id><published>2005-05-05T08:08:00.000-07:00</published><updated>2005-05-05T08:16:02.646-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>شخصا در انتخابات شرکت نخواهم کرد. دلایلش را هم اگر صفحه سیاست روز را خوانده باشید قطعا می دانید. نه با حکومت محاربه ای دارم و نه با عمده اصول قانون اساسی. حسن آقا انتخابات را تحریم کرده. نمی شناسمش ولی وبلاگی راه انداخته که در آن انواع نظرات در این خصوص را گذاشته. لینکش را گذاشتم تا به او سر بزنید&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111530616262350018?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111530616262350018/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111530616262350018&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111530616262350018'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111530616262350018'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/05/blog-post.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111468336215909193</id><published>2005-04-28T03:14:00.000-07:00</published><updated>2005-05-05T05:51:04.640-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>حتما به صفحه سیاست روز یک سری بزنید. مطالب جدیدی گذاشته ام که امیدوارم زیادی تند نرفته باشم. خدا همه ما را ببخشد&lt;br /&gt;ضمنا اگه به انتخابات علاقه دارید و میل دارید در اون شرکت کنید &lt;a href="http://www.paknevis.com"&gt;پاکنویس&lt;/a&gt; کارتون رو راحت کرده&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111468336215909193?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111468336215909193/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111468336215909193&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111468336215909193'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111468336215909193'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/04/blog-post_111468336215909193.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111468278201491232</id><published>2005-04-28T03:05:00.000-07:00</published><updated>2005-04-28T03:06:22.016-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;روزي روزگاري كسي بود به نام محمد رضا كه پادشاه يك مملكت بزرگ بود و سي و شش مليون نفر مخالف داشت. او براي اينكه مخالفين را آرام كندهفته اي يك بار نخست وزيرش را عوض مي كرد. مردم هم در خيابانها فرياد ميزدند كه&lt;br /&gt;ما ميگيم شاه نمي خوايم، نخست وزير عوض ميشه&lt;br /&gt;و الي آخر&lt;br /&gt;سالها بعد كسي بود به نام محمد كه او هم رئيس يك مملكت بزرگ بود و تصادفا سي و شش مليون نفر موافق داشت و با راي همانها رئيس شده بود. او با وعده اصلاحات سياسي برنده انتخابات شده بود. ولي چهار ماه آخر رياستش بجاي آنكه كارنامه اصلاحات سياسي اش را به نقد بگذارد، مرتبا از دستاوردهاي اقتصادي و اجتماعيش سخن ميگفت. دست آورد هايي كه حتي همانها هم فقط در آمار و ارقام صحيح بود و مردم نمود عملي آنها را نديده بودند. مرتبا داد سخن ميداد كه در طول رياستش چند سد سوراخ را بتونه كرده، چند چاله چوله را در خيابانها و جاده ها رفو كرده، چقدر بدهي و چقدر بستانكاري به دنيا بالا آورده و خلاصه از اين دست آمار. ولي هرگز نمي گفت كه عاملين و شاه كليدهاي چند قتل زنجيره اي را به مردم معرفي كرده؟ با سخنان افشا گرانه جلوي تعطيلي چند روزنامه را گرفته؟ چند متفكر و دانشجو را از حبس طويل المدت رهانده و چقدر آزادي بيان براي مردم فراهم كرده؟&lt;br /&gt;مردم اينبار و به اين آدم هم جواب لازم را دادند. نه با فرياد در خيابان. چرا كه فرياد زدن ممنوع بود. بلكه در انتخابات. با دهن كجي به وي. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111468278201491232?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111468278201491232/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111468278201491232&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111468278201491232'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111468278201491232'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/04/blog-post_111468278201491232.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111468271159103264</id><published>2005-04-28T03:04:00.000-07:00</published><updated>2005-04-28T03:05:11.593-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;رانندگي در خيابانهاي تهران فقط يك راننده تهراني مي خواهد. وقتي كه در اين شهر رانندگي ميكنيم، در هر دقيقه سي بار به آينه بالاي سر، سي بار به جلو، سي بار به چپ، سي بار به راست و شصت بار به آينه هاي كناري نگاه مي كنيم. گاهي لايي ميكشيم. گاهي از راست و گاهي از چپ سبقت ميگيريم. ولي هميشه از مسير كم خطر تر. با اينكه در اصلي هستيم سر هر كوچه نيش ترمزي ميزنيم نكند تهراني ديگري در آن كوچه مشغول رانندگي باشد. ميدانيم كه اگر خودمان در آن كوچه باشيم به طور ناگهاني به اصلي مي پيچيم. در بزرگراه ها انتظار داريم ماشين جلويي هر لحظه روي ترمز بكوبد و براي مسافري كه وسط بزرگراه ايستاده بوقكي بزند. اگر خودروي جلويي پيكان يا تاكسي باشد احتمال اين موضوع بسيار زياد تر مي شود.&lt;br /&gt;اگر پيكاني را ببينيم كه كاملا چسبيده به زمين است، ميدانيم يكي از بچه هاي نظام آباد در آن نشسته و خيال چپ چپ نگاه كردن به راننده را از سرمان دور مي كنيم. اگر پژوي دويست و ششي ديديم كه صداي آهنگش گوش فلك را كر كرده ميدانيم كه بچه مايه دار اهل فرمانيه است و اگر آقايي با سر و وضع مرتب در پرايد نشسته بود مي دانيم كه او يك راننده آژانس خسته است.&lt;br /&gt;با يك نگاه، همديگر را مي شناسيم. لازم نيست خود را معرفي كنيم. روش رانندگي همديگر را هم ميدانيم. و جالب اينكه به نسبت نوع رانندگي مان بسيار كم تصادف مي كنيم. فكرش را بكنيد اگر مايكل شوماخر مي خواست در خيابانهاي تهران همه قوانين را رعايت كند و با سرعت مجاز هم براند روزي چند تصادف مي كرد؟ پنجاه؟ صد؟ يا بيشتر؟&lt;br /&gt;فقط خودمان بلديم مثل خودمان رانندگي كنيم. گاهي با دقت، گاهي بي خيال. گاهي يواش و گاهي تند. اينها قوانيني نا نوشته ميان خودمانند كه نه مي خواهيم و نه مي توانيم به كسي ياد بدهيم.&lt;br /&gt;پشت بعضي از ماشينها نوشته شده بيمه امام زمان. يعني امام زمان حافظ راننده و ماشين اوست. اگر هم طرف تصادف كرد ربطي به روش رانندگي او ندارد. بلكه احتمالا امام زمان در همان لحظه حواسش  به او نبوده است.&lt;br /&gt;زندگي سياسي و روش مملكت داري ما هم بي شباهت به رانندگيمان نيست. برخي از ما  معتقديم اين مملكت را امام زمان است كه حفظ مي كند. شايد بي دليل نيست كه هر خارجي كه به ايران مي آيد في الفور مسلمان مي شود و به امام زمان اعتقاد پيدا مي كند. چنين مردمي را فقط امام زمان مي تواند حفظ كرده باشد. پسر رئيس كارخانه فيات كه مسلمان شد را به خاطر داريد؟ يك سفر به ايران آمد و به امام زمان اعتقاد پيدا كرد. ميگويند پرنس چارلز هم پس از سفر بي سر و صدايي كه سال گذشته به بم كرد مسلمان شده و حتي اسم واقعي زن جديدش زهرا است. مايكل جكسون هم كه نيامده مسلمان شد و آهنگ معروف گيو تنكس تو الله را خواند.&lt;br /&gt;به راستي نقش عوامل ماوراي طبيعي در حفظ و نگهداري استقلال يك كشور چقدر است؟ چقدر مي توان با توكل به ائمه كشور داري كرد؟ بدون آنكه لازم باشد اقتصاد دان باشيم يا از سياست جهان اطلاعي داشته باشيم.&lt;br /&gt;وزير خارجه سابقمان كه ادعاي اصلحيت و رياست جمهور هم دارد طبيب است. وزير اطلاعات سابقمان قسم جلاله مي خورد كه خودش قاتل بوده است. وزير كار از زور بيكاري به وزارت رسيده و نيمي از نمايندگان مجلس هم در علوم الهي متخصصند. عضو شوراي شهر كشتي گير قهاري است و دهها مدال با ارزش براي كشور به ارمغان آورده است. اگر چه از معماري و شهر سازي سر رشته اي ندارد.&lt;br /&gt;به شما قول ميدهم اگر صلاحيت رضازاده يا علي دايي براي رياست جمهوري تاييد مي شد، ركورد راي خاتمي را مي شكستند. بيله ديگ بيله چغندر. خلايق هر چه لايق. از سر ما مردم هم زيادند اين مسئولان.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111468271159103264?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111468271159103264/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111468271159103264&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111468271159103264'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111468271159103264'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/04/blog-post_28.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111468265982984482</id><published>2005-04-28T03:03:00.000-07:00</published><updated>2005-04-28T03:04:19.836-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;مقاله اي كه در خصوص خليج فارس و ادعاي اماراتي ها نوشته بودم سروصداي چند نفري را در آورد. شايد راه ساده پاسخ گويي به برخي از اين اعتراضات توسل به ناسيوناليسم ايراني باشد. يعني مثل بسياري از ديگر وبلاگ نويسان بگويم بله من ايراني هستم، و بنابراين به لحاظ همين تعصب عربها خود به خود محكومند.&lt;br /&gt;ولي در ميان اعتراضاتي كه با ايميل به دستم رسيد يك اعتراض مستند و مودبانه و زيبا نيز از كسي رسيد كه خود را دانشجوي مقطع دكتراي علوم سياسي و متخصص اين امر معرفي نموده بود. از آنجا كه ايميل اين دوست عزيزم بسيار طولاني بود و بخشهايي از آن نيز مرتبط با موضوع اين مطلب نبود لذا از حوصله خارج است. ولي ماحصل آن اينست كه با توجه به اينكه امارات توانسته است عملا هرگونه تحريم اقتصادي را بر عليه ايران بي اثر كند لذا واجب است كه اين ارتباط تنگاتنگ وجود داشته باشد. ايشان تاكيد كرده بودند ايران به كشور واسطه اي نياز دارد كه كالاي استراتژيك مورد نيازش را به نام و مقصد آن كشور خريداري كرده و سپس به ايران قاچاق نمايد.&lt;br /&gt;بديهي است كه هيچكس منكر اثر سياسي مثبت اين مسئله نيست. اگر امروز ايران با گردن فرازي به اروپا اعلام مي كند كه شوراي امنيت هركار كه ميخواهد بكند. حتي تحريم اقتصادي. به پشتوانه و دلگرمي واردات كالا از طريق امارات چنين ادعايي ميكند. بنابرين دامون با اينكه كشورهايي وجود داشته باشند كه ايران بتواند كالاي مورد نياز خود را با واسطه و با كارمزد كم از آن طريق تهيه كند مخالف نيست. در حقيقت علت مخالفت دامون، انتخاب غلط اين كشورهاست و نه اصل روش كار.&lt;br /&gt;بالاخره ما بايد مشخص كنيم خطوط قرمزي كه در داخل و براي ايرانيان وجود دارد آيا براي خارجيان نيز موجود است يا نه؟ به نظر ميرسد توقع امارات به حدي شده كه به تماميت ارضي ايران چشم دارد. آيا خط قرمز روابط خارجي ما تماميت ارضي را شامل نمي شود؟&lt;br /&gt;در كشوري كه مردم در جدول متقاطعي با شصت مليون خانه زندگي مي كنند كه خطوط اين جدول همگي قرمز رنگند، چگونه است كه با دست و دل بازي در مورد امارات، حتي مسئله تماميت ارضي به پشت خطوط قرمز كشيده مي شود؟&lt;br /&gt;اما سئوال ديگر اينست كه براي واسطه گري آيا امارات بهترين گزينه است؟&lt;br /&gt;امارات كشوري است كه هيچگونه مرز خاكي مشتركي با ايران ندارد. چنانكه مي دانيم برخي كالاهاي مشمول تحريمهاي جهاني به ناچار بايد به شكل قاچاق و توسط لنجهاي بدون بارنامه و از طريق آبهاي بين المللي به ايران وارد شوند. بنابراين با چند قايق توپدار آمريكايي ميتوان راه ارتباطي را مسدود كرد. آمريكايي ها قبلا با گردن كلفتي ثابت كرده اند از ساقط كردن هواپيماي مسافري نيز در قلب خليج فارس ابايي ندارند چه رسد به يك لنج فكسني با محموله قاچاق.&lt;br /&gt;بنابراين به نظر ميرسد يكي از شروط لازم براي انتخاب كشور واسطه، نداشتن راه عبوري است كه از آبهاي آزاد بگذرد. در ميان همسايگان خاكي ايران بديهي است كه دور عراق را بايد خط كشيد. به نظر مي رسد اين كشور هميشه محكوم به نا آرامي است.&lt;br /&gt;تركيه در سالهاي جنگ شريك بدي نبود. فقط اندكي گران فروش بود و ضمنا براي برخي كالاهاي استراتژيك خط قرمز جدي قايل بود. به اين معني كه كالاهايي كه واقعا از لحاظ نظامي استراتژيك هستند را نمي توان از تركيه وارد كرد. ضمن آنكه پورسانت تركيه حدود 12 درصد و پورسانت امارات 4 درصد است. به اين معني كه هركالايي را كه در بازار آمريكا ميتوانيد با 100 دلار بخريد در بازار صادراتي دوبي ميتوانيد با 104 دلار خريداري كنيد. از سوي ديگر تركيه به لحاظ تلاشش براي ورود به اتحاديه اروپا و همچنين عضويت در ناتو، واسطه مطمئني نيست.&lt;br /&gt;كشورهاي مشترك المنافع شمال مانند آذربايجان و تركمنستان به دليل آنكه راه آبي براي ورود ندارند خود به كشورهايي مانند قرقيزستان و روسيه وابسته اند و لذا نخواهند توانست مشكل ايران را حل كنند.&lt;br /&gt;افغانستان به دليل مشابه و همچنين به دليل آنكه تحت سلطه نظامي آمريكاست از دور خارج مي شود. كويت نيز متحد قديمي انگلستان است و با انگلستان منافع مشترك زيادي دارد.&lt;br /&gt;اما هنوز كشورهايي در همسايگي ايران وجود دارند كه مشكل زيادي ندارند. يكي از اين كشور ها بحرين است. جمعيت بحريني هايي كه خود را ايراني مي دانند كم نيست. در حقيقت ايراني تبارهاي بحرين حدود يك پنجم جمعيت اين كشور را تشكيل ميدهند.  اين كشور سي و پنج سال پيش رسما از ايران جدا شده است و در نتيجه استقلال خود را مديون ايران است. علايق مشترك فراواني ميان دو ملت وجود دارد. فاصله آبي  ميان دو كشور از مرز آبهاي ساحلي، فقط چند كيلومتر است و آنهم درست در منطقه تنگه هرمز كه هيچ كشوري در دنيا علاقه اي به متشنج شدن آنجا ندارد. اين بدان معني است كه اگر كشوري مثل آمريكا بخواهد يك لنج ايراني را در مسير دو كشور و در آبهاي بين المللي و نه آبهاي ساحلي ايران و بحرين ساقط كند، تنها چند كيلومتر ناقابل فرصت دارد. چيزي كمتر از بيست دقيقه. و تازه غرق شدن همين لنج، بخشي از آبهاي قابل كشتيراني براي نفتكشها را به كلي و براي هميشه مسدود خواهد ساخت.&lt;br /&gt;اين كشور برخلاف امارات نه تنها ادعاي ارضي نسبت به ايران ندارد بلكه حتي تا حدي خود را از اين بابت مديون ميداند. كاملا محتاج كمك ايران است و از لحاظ صنعتي و كشاورزي مي تواند به سرعت وابسته به ايران شود.&lt;br /&gt;كشور ديگر پاكستان است. اگر ايران در مناقشه كشمير موضع صحيح و اصولي اي اتخاذ كند به راحتي مي تواند دل مشرف را بدست بياورد. او در مسئله دانش فني هسته اي و خط لوله گاز به هند و همچنين مهمتر از هردوي آنها كريدور شمال جنوب به خوبي ثابت كرده است كه به دوستي و مناسبات دو جانبه با ايران علاقه مند است. فراموش نكنيم تهران، هدف اولين سفر رسمي خارجي پرويز مشرف بود. اينكه پاكستان متحد جدي آمريكاست و حتي گاهي توسط مقامات آمريكايي به عنوان نقطه آغازين حملات نظامي عليه ايران مطرح مي شود تا حدي موقعيت اين كشور را از نظر اتحاد استراتژيك با ايران مختل مي كند.&lt;br /&gt;با توجه به اينكه جنگ انرژي در حال حاضر كاملا به سود آمريكا به پيش مي رود، چين نيازمند دست ياري از سوي يكي از كشورهاي صاحب نفت است. با شكست خط انتقال سوخت روسيه به چين، چين به دنبال جايگزين مطمئني در قلب منطقه خليج فارس است. گمان نمي كنم در دنيا هيچ ناو آمريكايي وجود داشته باشد كه جرات پرتاب كردن حتي يك تخم مرغ كنديده به سوي يك قايق پارويي چيني را داشته باشد. چين به تازگي دوستان فراواني در شرق دور فراهم آورده كه با كمك آنان اقتصاد ژاپن و غرب را شديدا به چالش كشيده اند. تعداد و تنوع اين دوستان كه بخش عمده اي از بازار كالاهاي استراتژيك دنيا را به دست دارند بسيار زياد است. لازم به ياد آوري است آخرين قرارداد تجاري ايران و چين ارزشي بيش از يكصد ميليارد دلار داشته است. يعني نزديك به دو برابر بودجه سالانه كشورمان. سياست صحيح شاه در قبال كشورهاي كمونيستي و پس از آن دشمن مشترك يعني آمريكا موجب شده است كه چيني ها هيچگونه سابقه بد ذهني را از ايران و ايرانيان نداشته باشند.&lt;br /&gt;روسيه به عنوان كشور ديگري كه مي تواند تا حدي به حل مسئله ايران كمك كند مطرح است. راه آبي نسبتا امن درياي خزر كه آمريكا تلاش ميكند آنرا نا امن كند و بندر جديد امير آباد و اتصال آن به راه آهن محور شمال، مسير مناسبي براي اتصال دو كشور است. روسيه صراحتا موضع خود را بارها در قبال انرژي اتمي و تسليحات اتمي ايران اعلام كرده كه اين اعلام موضع هيچگاه با مواضع دلخواه ايران تناقضي نداشته است. روسيه به بازار كار ايران نياز فراواني دارد و تسليحات ايراني غير اتمي كشور نيز بتازگي رنگ و بوي آمريكايي خود را از دست داده و بيشتر روسي ميشوند.&lt;br /&gt;ديگر كشور قدرتمند منطقه يعني هندوستان نيز از كشورهايي است كه كمتر روي آن كار شده است. اگر خط انتقال سوخت از طريق پاكستان بتواند به نتيجه برسد اين كشور نيز مي تواند و مي خواهد به شريك قدرتمند ايران تبديل شود. موضع گيري هاي صريح اين كشور در قبال مسايل هسته اي ايران و همچنين قدرت اين كشور در جنبش عدم تعهد اثرات مثبتي دارد كه ايران بدانها نيازمند است. لازم به ياد آوري است از زمان نادر شاه افشار ايران هيچگونه سابقه تنشي با هندوستان نداشته است.&lt;br /&gt;عربستان سعودي نيز از ديگر كشورهايي است كه به تازگي منافع مشتركي با ايران بر سر مسئله نفت پيدا كرده است. البته اين منافع هنوز به حدي نيست كه تبليغات وسيع آمريكا را در مورد خطر ايران خنثي نمايد. ولي به نظر ميرسد زمان براي اعتماد سازي جدي تر و حمايت بيشتر از جناح معتدل تر حكومت اين كشور فرا رسيده است.&lt;br /&gt;در قديم ضرب المثلي وجود داشت كه مي گفت پول گرد است و بازار دراز. در حقيقت نه امارات تنها واسطه دنياست و نه ما تنها كشور تحريم شده در جهان. بد نيست پول گردمان را در ساير حجره هاي اين بازار دراز هم محك بزنيم.&lt;br /&gt;جالب است بدانيم كه هر رئيس جمهوري كه بر صندلي رياست جمهوري تكيه مي زند پيش از آنكه اين بازار گسترده را بشناسد و امتحان كند، به آفريقا مي رود. نمي دانم در اين آفريقا چيست كه اينقدر به آن علاقه منديم. نه نزديك است و نه هويت و قدرت درست و حسابي دارد. البته اين كار باعث شده است تا اگر روزي دكتر ولايتي از گرفتاري ميكونوس خلاص شد، نامش را در كنار كريستوف كلمب به عنوان كاشف كشور سيرالئون ثبت كند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111468265982984482?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111468265982984482/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111468265982984482&amp;isPopup=true' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111468265982984482'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111468265982984482'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/04/blog-post.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111231134279593185</id><published>2005-03-31T15:14:00.000-08:00</published><updated>2005-03-31T15:22:22.796-08:00</updated><title type='text'>23</title><content type='html'>صفحه سیاست روز با جوابیه نامه ای برای فردا از آقای خاتمی توسط آیت الله منتظری و مطلبی در مورد حوادث و کشته شدگان آنها به روز شد&lt;br /&gt;صفحه طنز با توجه به اینکه سئوالات کنکور هشتاد و پنج لو رفته با این سئوالات به روز شد. شما می توانید بر خلاف سالهای قبل بدون پرداخت هیچ وجهی سئوالات را در این صفحه مطالعه کنید&lt;br /&gt;مطلبی که در مورد گاوخونی نوشته ام را اگر قبلا نخوانده اید در صفحه ایرانگردی بخوانید&lt;br /&gt;فعلا حال داستان نویسی ندارم&lt;br /&gt;تا چند وقت دیگر یک جزوه خود آموز در مورد مطالعات اقتصادی که مبحثی بسیار شیرین و کاربردی است در صفحه علم و فن خواهم گذاشت. اگر این درس را بخوبی فرا بگیرید خواهید توانست در بسیاری از کارخانجات و پروجه های دولتی استخدام شوید و یا آنرا در پروجه های خود بکار بگیرید. بهتر است تا مطلب را نگذاشته ام کمی با برنامه اکسل تمرین کنید. چون پس از آموختن این مطلب بسیار به آن نیاز خواهید داشت&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111231134279593185?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111231134279593185/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111231134279593185&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111231134279593185'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111231134279593185'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/03/23.html' title='23'/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-111187168818675529</id><published>2005-03-26T13:14:00.000-08:00</published><updated>2005-03-26T13:14:48.190-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;پليس مهربان و دلسوز، لباس شخصي ديوانه و عقده اي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزهاي گذشته، بخصوص مناسبت هاي چهارشنبه سوري و پيروزي تيم ملي فوتبال ايران بر ژاپن، بار ديگر صحنه رويارويي انبوه مردم با گروههاي فشار بود. بطور كلي و بدون اينكه وارد جزئيات تك تك برخوردها شويم، برخوردها معمولا اينگونه پديد مي آيند كه ابتدا توده هاي مردم شامل زنان و مردان و كودكان بدون هيچگونه هماهنگي قبلي و حتي ارجهيت جنسي و سني، بصورت خودجوش گرد هم مي آيند. اين گردهم آيي ها گاهي با خواندن جمعي سرود اي ايران همراه است و گاهي بدون توجه به چهارشنبه سوري، با آتش بازي و شليك ترقه و فشفشه هاي قابل تهيه در سر چهارراه ها. گاهي نيز كار به هلهله و دست زدن و احيانا حركات موزون جوانان مذكر حاضر در جمع مي انجامد.&lt;br /&gt;در اين مرحله نيروهاي انتظامي عادي با خودروهاي عادي بنز و پيكان به تدريج در محل حاضر مي شوند. برخورد آنان اغلب گرم و دوستانه و تذكرات آنان محبت آميز و مشفقانه است. اين گروه از نيروهاي انتظامي معمولا با شعار هايي نظير پليس دوستت داريم، مورد تشويق مردم نيز قرار مي گيرد. كار پليس در اين مرحله صرفا كنترل نظم، هدايت مردم از سطح معابر به پياده روها و جلوگيري از مزاحمت براي عابرين است كه كاريست در خور تقدير. مردم نيز اين بخش از بدنه نيروي انتظامي را موجب ايجاد امنيت و از خود ميدانند.&lt;br /&gt;هر عقل سليمي حكم ميكند كه اين وضع تا خسته شدن خانواده ها ادامه پيدا كند تا به تدريج مردم به همانگونه كه بصورت خودجوش گرد هم آمده اند، متفرق شوند.&lt;br /&gt;متاسفانه اغلب اين اتفاق نمي افتد. بلكه با خود شيريني چند تن از همان نيروهاي انتظامي، نيروهاي ويژه وارد عمل مي شوند. اين نيروها كه به بركت نفت بشكه اي پنجاه دلار، به خودروهاي توري دار، موتور سيكلت هاي جنگي كراس، لباس كماندويي، كاسكت، اسلحه هاي جنگي مانند كلاش و نه اسلحه هاي شهري همچون كلت، كلاه خود و نقاب مجهزند با وضعي كاملا تحريك كننده از نفربر هاي خود پياده ميشوند و انگار كه روبروي شورشيان موضع گرفته اند به مردم چنگ و دندان نشان مي دهند.&lt;br /&gt;بديهي است مردم اين گروه را كه نه لباسشان شبيه پليس عادي شهري است و نه تجهيزاتشان به دزد گرفتن ميخورد از خود ندانند. بسياري از خانواده ها كه كم كم قصد ترك محل را داشته اند با ورود اين نيروها كه به نوعي دشمن به نظر مي رسند و نه دوست، ترجيح ميدهند جوانان خود را در صحنه تنها رها نكنند. از سوي ديگر كنجكاوي خود آنان را نيز قلقلك ميدهد و مي خواهند بدانند آيا واقعا اين نيروي جديد به روي مردم چماق خواهد كشيد؟ برخي كنجكاوند كه بدانند آيا همانگونه كه راديوهاي بيگانه ميگويند اين افراد مزدور و خارجي (احتمالا سوري) هستند و سعي ميكنند با خيره شدن به قيافه هاي آنان اين مطلب را كشف كنند. چرا كه هيچيك از آنان كلامي حرف نمي زنند. نه به فارسي و نه به عربي&lt;br /&gt;در اين مرحله تشنجي كه مي رفت با در كردن چند ترقه و فشفشه با مسالمت خاتمه بپذيرد وارد اوج خود شده است. دو طرف با بيقراري نظاره گر هم ديگرند. مردم خاموشند. تحرك در نيروهاي ويژه به چشم مي خورد. همچنان گروههايي از آنان به شكلي تحريك كننده تغيير موضع ميدهند.&lt;br /&gt;البته يك مشاهده گر نظامي تحصيلكرده و دقيق ميتواند به سادگي اظهار نظر كند كه مانورهاي اين افراد نيز نشان از عدم آموزش كافي شان دارد. اگرچه لباسهايشان نو است و پول زيادي خرج خودروهايشان شده است. ولي طرز دويدن و موضع گرفتنشان نشان ميدهد در مقابل يك دشمن واقعي به شرطي كه مسلح باشد، فرار را بر قرار ترجيح خواهند داد.&lt;br /&gt;نيروهاي انتظامي دلسوز باز هم با دلسوزي آخرين خواهش ها را از مردم مي كنند. در آخرين تلاشها، آنان كه زنان و بچه هاي حاضر در ميان مردم را همچون زن و فرزندان خود ميدانند براي آخرين بار و اينبار حتي با خواهش از آنان ميخواهند كه متفرق شوند. چرا كه آنان از طريق بيسيم هايشان از مسئله اي اطلاع دارند كه مردم عادي از آن بي خبرند. اين مسئله چيزي نيست جز ورود قريب الوقوع نيرويي جديد.&lt;br /&gt;نيروي جديد به وسيله وانت، موتورسيكلت هاي صد و بيست و پنج سي سي، ميني بوسهاي قراضه و حتي اتوبوس وارد معركه ميشود. اگر كمي دقت كني مي بيني اتوبوسي كه اين نيرو ها از آن پياده شدند، شبيه همان اتوبوسي است كه در مراسم پر شور استقبال از رهبري در فلان شهرستان كوچك در گوشه كادر تلويزيونت ديده اي.&lt;br /&gt;به هرحال اين نيرو ها هركه هستند دو دسته اند. ابتدا دسته اول پياده مي شوند. دسته اول لباسهايي به رنگ همان نيرو هاي انتظامي دلسوز قبلي دارند. ولي لباسهايشان نو تر و تميز تر است. به همين لحاظ است كه فكر مي كني اين لباس، لباس هر روزه شان نيست. بلكه لباسي است كه فقط گاهي از آن استفاده مي شود.&lt;br /&gt;اين گروه به سرعت جاي نيروي انتظامي كلانتري محل را مي گيرند. حتي با آنان برخورد زننده و خشن و سبكي دارند. نيروي انتظامي دلسوز اوليه با تاسف سر تكان مي دهد و سوار خودروهاي مردمي ترش مي شود. به نظر مي رسد از اينجا به بعد ديگر حق دخالت را نداشته باشد. ولي از داخل خودرويش با نگاه پدري كه قرار است فرزندش را به جوخه آتش بسپارند به مردم نگاه ميكند.&lt;br /&gt;مردم هنوز عمق فاجعه را درك نكرده اند. هنوز با ناباوري به نيروهاي جديد نگاه ميكنند و به لحاظ تشابه لباس، فرقي ميان اين افراد با كساني كه شبانه روز در كلانتري ها امنيت شهر را بر عليه دزد ها تامين ميكنند تفاوتي قائل نمي شوند. ولي اين ناباوري طولي نمي كشد.&lt;br /&gt;دسته دوم از نيروهاي جديد الورود با يك اشاره كه كسي از آن آگاه نيست از وانتها و اتوبوسهايشان پياده مي شوند و ناگهان با عربده كشي و چرخاندن چماق و قداره و كمربند به دور سرشان به طرف جمعيت مي دوند. تمام افراد اين دسته ملبس به شلوار اتو نخورده معمولي و پيراهني است كه فقط دو رنگ مي تواند داشته باشد. اگر محرم و صفر باشد سياه وگرنه سفيد. با يقه هاي بسته و گاهي هم تك و توك چفيه اي بر گردن. صداي فحشهاي هرزه آنان با صداي جيغ و داد مردم كتك خورده در هم مي آميزد. كسي از ميان مردم جرات ندارد كه دفاع كند. چرا كه همه مي دانند اگر خون از دماغ يكي از آنان بيايد نيروهاي ويژه وارد عمل خواهند شد. نيروهاي ويژه هم چنانكه گفتيم مسلح به اسلحه جنگي هستند. پس چاره اي نيست بجز كتك خوردن و در ميان كتك خوردن فرار كردن. پدري كه كودك هشت ساله اش را در حال گريه از ضربت چماق چماقداران به دوش دارد به سوي يكي از افراد دسته اول كه لباس تر و تميز نيروي انتظامي در بر دارد مي دود و با نشان دادن يكي از چماقداران فرياد ميزند جناب سرهنگ بگيريدش من شكايت دارم . او با چماق بازوي فرزندم را شكسته است. و افسر در پاسخ چماقش را در مي آورد و با آن به پهلوهاي وي مي كوبد و او را همچون يك قاتل دستبند ميزند و به داخل ماشين پرتاب مي كند. دستي از ميان مردم كودك را از آن ميانه در ميبرد.&lt;br /&gt;اين اتفاق بارها و بارها تكرار مي شود. آخرين آن جمعه پنجم فروردين هشتاد و چهار در ميدان محسني تهران رخ داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-111187168818675529?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/111187168818675529/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=111187168818675529&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111187168818675529'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/111187168818675529'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/03/blog-post.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-110727715063483830</id><published>2005-02-01T08:58:00.000-08:00</published><updated>2005-02-01T08:59:10.636-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;در هر فرهنگي زن را يك جور نگاه مي كنند. ببينيم نظر چند فرهنگ مختلف را&lt;br /&gt;زن هفتاد و دو فكر دارد و آخرين فكرش گريه است (ايراني)&lt;br /&gt;عهد زنان را وفايي و وفاي ايشان را بقايي نباشد (كليله و دمنه)&lt;br /&gt;روح مرد وحشي است و نياز به شلاق دارد، پس تمام مرد ها بايد زن بگيرند (ضرب المثل چيني)&lt;br /&gt;در دنيا فقط دو زن خوب وجود دارد، يكي آنكه از دستش داده اي و ديگري آنكه هنوز به دستش نياورده اي (ضرب المثل يوناني)&lt;br /&gt;طلا را بوسيله آتش، زن را بوسيله طلا و مرد را بوسيله زن آزمايش كن (فيثاغورث)&lt;br /&gt;زنان از مردان هميشه يا خيلي بهترند يا خيلي بد تر (ناپلئون)&lt;br /&gt;يك سري به صفحه هزل و طنز بزنيد. اينبار از مرحوم امام خميني يك شعر طنز داريم. صفحه سياست روز هم با موضوع حاضر و غايب در سالگرد بيست و ششم انقلاب و همچنين مقاله اي مستند از ثروت آيت الله هاشمي (قابل توجه آقاي گنجي براي گير دادن) به روز شده است. در صفحه علم و فن هم ليستي از چند كتاب تاريخي براي مروري بر انقلاب ايران گذاشته ام. همه آنها ارزش خواندن دارند. حتما سري بزنيد. ضمنا يكي از دو معمايي كه مدتي پيش در صفحه علم و فن گذاشته بودم توسط يك خانم حل شد. آقايان محترم مي توانند براي اينكه خودي نشان بدهند معماي ديگر را كه حل نشده حل كنند و پوز خانمها را بزنند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-110727715063483830?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/110727715063483830/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=110727715063483830&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110727715063483830'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110727715063483830'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/02/blog-post.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-110682137971131626</id><published>2005-01-27T02:15:00.000-08:00</published><updated>2005-01-27T02:22:59.710-08:00</updated><title type='text'>SALAM</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;شاید جای اینجور کلیپها تو صفحه هزل و طنز باشه ولی بد نیست که یه سری بهشون بزنید&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://img.tapuz.co.il/forums/8572800.swf"&gt;http://img.tapuz.co.il/forums/8572800.swf&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.iranclip.com/yc/viewid.pl?clipid=466"&gt;http://www.iranclip.com/yc/viewid.pl?clipid=466&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.iranclip.com/yc/viewid.pl?clipid=552"&gt;http://www.iranclip.com/yc/viewid.pl?clipid=552&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سر زدن به هریک از این کلی÷ها کلی اجر اخروی و دنیوی داره&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-110682137971131626?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/110682137971131626/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=110682137971131626&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110682137971131626'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110682137971131626'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/01/salam_27.html' title='SALAM'/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-110577479562900570</id><published>2005-01-14T23:35:00.000-08:00</published><updated>2005-01-14T23:39:55.630-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>تبریک می گم. بالاخره سایت مستهجن &lt;a href="http://www.orkut.com"&gt;www.orkut.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بسته شد و دیگر کسی نمی تواند از این طریق به راه های نا صواب کشانده شود. سایتی که می گویند در آن حتی هاچ زنبور عسل هم موفق شده مادرش را پیدا کند. بگذریم. برای آنکه کمی هوشتان را امتحان کنید در صفحه علم و فن دوتا معما گذاشته ام. فقط اگر خیلی با هوش هستید به این صفحه مراجعه کنید. چون در غیر این صورت دچار عقده خود کم بینی می شوید&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-110577479562900570?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/110577479562900570/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=110577479562900570&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110577479562900570'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110577479562900570'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/01/blog-post_14.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-110534771955321746</id><published>2005-01-10T01:59:00.000-08:00</published><updated>2005-01-10T01:01:59.553-08:00</updated><title type='text'>وبلاگ</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;بازداشت عمومي جمعي از وبلاگ نويسان و صاحبان وب سايتها بازخورد هاي گوناگوني را به همراه داشت. اينكه جلوي اشائه فساد به هر شكلي كه باشد گرفته شود چيز بدي نيست و اين هم كه با اشائه دهندگان آن مبارزه شود باز هم نكوهيده نخواهد بود. ولي بايد ببينيم فساد چيست و مظاهر آن چه چيزهايي است. آيا فلان وبلاگ كه به بررسي مسائل جنسي از ديدگاه علمي مي پردازد و موجب مي شود تا با بالا رفتن سطح آگاهي عمومي، حفظ و دوام خانواده ها بيشتر شود مظهر فساد است يا فلان وارد كننده عمده مواد مخدر؟&lt;br /&gt;چندي پيش يكي از مسئولان در خطبه هاي پيش از نماز جمعه تهران به فيلترينگ برخي وبلاگها مباهات مي كرد و همه آنان را وبلاگها و وبسايتهاي مبتذل و توزيع كننده تصاوير مستهجن معرفي مي نمود. سئوال ما از اين مسئول محترم اين است كه آيا سايت آيت الله منتظري نيز مشغول توزيع تصاوير پورنوگراف بوده كه مشمول فيلترينگ حضرات شده؟&lt;br /&gt;مي گويند در علوم ارائه تنها يك مثال نقض براي اثبات بطلان يك نظر كافيست. اگر آن مسئول محترم بتوانند در وبلاگ ياد شده تنها يك عكس يا مطلب خلاف عفت عمومي و يا حتي خلاف مصالح عمومي كشور (به تشخيص قاطبه مردم و نه خود مسئول محترم) به اينجانب نشان دهند، بنده از هم اكنون از اين مسئول محترم تقليد خواهم نمود.&lt;br /&gt;اما جدا از اين مقوله، بحث فيلترينگ يك داستان است و بحث دستگيري داستاني ديگر. در حقيقت محمل قانوني اي براي برخورد فيزيكي از نوع دستگيري وبلاگ نويسان ، (چه رسد به شكستگي بيني آنان) وجود ندارد. فرض كنيم طرز تفكر اينجانب با آقايان تفاوت داشته باشد. آيا حق ندارم در مقوله اي مستقل از آقايان فكر كنم؟ آيا به راستي تفتيش عقايد مجاز است؟ اگر بپذيريم كه تفتيش عقايد مجاز نيست پس بايد بپذيريم كه هر كس حق دارد هر جور كه دلش خواست فكر كند.&lt;br /&gt;البته بديهي است كه اگر كسي بر خلاف مصالح كشور اقدام به نشر عقايد در داخل كشور كند بايد محاكمه شود. ولي مسئله اين است كه با توجه به اينكه اكثر سرورها خارجي است، (از جمله سرور بلاگ اسپوت) بنابراين اگر قوه قضائيه مطالب وبلاگي را بر خلاف مصالح كشور تشخيص داد، حداكثر مي تواند آنرا فيلتر كند و نه اينكه نويسنده آنرا دستگير كند. چرا كه نويسنده وبلاگ اقدام به نشر مطالب خود (روي سرور ايراني و در نتيجه) در داخل كشور نكرده است.&lt;br /&gt;بديهي است چنانچه در ميان خوانندگان، قضات و وكلاي محترم و دادگستري حضور داشته باشند، مزيد امتنان خواهد بود كه اين بحث را از منظر حقوقي كارشناسي فرموده و نظر خود را براي درج در اين صفحه ارسال فرمايند.&lt;br /&gt;عزيز نسين داستان زيبايي دارد كه سالها پيش خوانده ام. از آنجا كه با حال و هواي بحث امروز، كمي تعامل دارد، آنچه از داستان وي در ذهن دارم با تغييراتي كه به حال و هواي ما بخورد در صفحه داستانها آمده است.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-110534771955321746?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/110534771955321746/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=110534771955321746&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110534771955321746'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110534771955321746'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/01/blog-post.html' title='وبلاگ'/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-110492242247521566</id><published>2005-01-05T02:52:00.000-08:00</published><updated>2005-01-05T02:53:42.476-08:00</updated><title type='text'>SALAM</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;صفحات سياست روز و هزل و طنز را آپ ديت كردم. دوست عزيزم محمد ايميل شما فارسي نبود. بهتر است فايل متن خود را با فرمت ساده اي مثل تي ايكس تي برايم بفرستيد. از پيام هاي شما ممنونم. انتظار نداشته باشيد زود به زود آپ ديت كنم. بخصوص بخش داستانها رو. چون نوشتن يك داستان كه به خوندنش بيارزه روزهاي زيادي وقت آدم رو ميگيره. يك خواننده خوب اين صفحه سن و جنسم رو پرسيده بود. من همون سني هستم كه شما دوست داريد و همون جنسي كه شما مي پسنديد. ديگه چي مي خواهيد؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-110492242247521566?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/110492242247521566/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=110492242247521566&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110492242247521566'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110492242247521566'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2005/01/salam.html' title='SALAM'/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9645220.post-110345985586125957</id><published>2004-12-19T04:35:00.000-08:00</published><updated>2004-12-19T04:37:35.863-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه شده بازار مكاره خوشم نمياد&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه موضوع نداره خوشم نمياد&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه نويسنده هاش آخ و اوف و خميازه هاي روزانه شون رو توش مي نويسند و اسمش رو ميگذارند خاطرات روزانه خوشم نمياد&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه اونقدر سطح بالا مي نويسند كه با سه تا ليسانس هم نمي شه فهميدشون خوشم نمياد&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه آلبوم عكس يادبوده خوشم نمياد&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه شعر نو به خوردت ميدن خوشم نمياد&lt;br /&gt;اينها رو كه گفتم نگين زيادي خوش سليقه است. نه. اين خبرها هم نيست. چون در عوض&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه قبل از ساخته شدن روشون فكر شده خوشم مياد&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه تنوع دارن خوشم مياد&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه حرفي براي گفتن دارن خوشم مياد&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه توشون شعور ديده ميشه خوشم مياد&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه سوراخ دعا رو گم نكرده اند خوشم مياد&lt;br /&gt;از وبلاگهايي كه غم و شادي رو هركدوم بجاي خودش خرج مي كنند خوشم مياد&lt;br /&gt;خلاصه از وبلاگهاي حسابي خي&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9645220-110345985586125957?l=damooon.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://damooon.blogspot.com/feeds/110345985586125957/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=9645220&amp;postID=110345985586125957&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110345985586125957'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9645220/posts/default/110345985586125957'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://damooon.blogspot.com/2004/12/blog-post.html' title=''/><author><name>دامون</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
